الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
675
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
نبرد و مطلع نشود جز كسى كه رياضتهاى جانكاه كشيده و تن به مجاهدهء اخلاقى داده تا از جام معرفت آنها نوشيده و مطلب آن را فهميده و آنكه اين رموز نفهمند و به اين كنوز معرفت دست نيابد و جز بهرهمندى از لذتهاى پستِ تن كارى نداشته چون اين سخنان شنود در خطر بزرگى افتد و به پرتگاه الحاد و حلول و اتحاد سرازير شود تعالى اللَّه عن ذلك علواً كبيرا ، و ما در اينجا سخنى آريم كه آسان توان فهميد و مىگوئيم : اين تعبيرات براى مبالغه در قرب به خدا است و شرح تسلط محبت است بر ظاهر و باطن و نهان و عيان بنده ، و مقصود - و اللَّه اعلم - اين است كه چون بندهء خود را دوست بدارم او را به مقام انس كشم و در عالم قدس آرم و انديشهاش را يكسره به عالم ملكوت غرقه كنم و حواسش را به تصرف خود گيرم تا به منزلهء گوش و چشمش شوم ، چنانچه گوينده گفته : ديوانگيم ز تو نهان نيست * كى آتش دل خموش گردد تو گوش منى و ديده و دل * ( هر نيش به خاطر تو نوش گردد ) 2 - گفتهاند مقصود اين است كه چون دوستش دارم بمانند گوش و چشمش به زودى به وى پاسخ دهم و اينكه گفته : هر گاه مرا بخواهد اجابتش كنم بيان وجه شباهت است يعنى به محض آنكه مرا خواند پاسخش دهم چنانچه گوش و چشمش به محض توجه به شنيدن آوازى و يا ديدن چيزى پذيراى اويند و اين همچنان گفتار متعارف است كه گويند : فلان كس چشم من است و نورِ ديدهء من است و دست و بازوى من است و مقصود تشبيه است نسبت بدان چه مقصود باشد و آن را تشبيهِ بليغ خوانند كه حرف تشبيه حذف شده چون زيد شير است .