الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

649

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

كه هميشه سدّ بزرگى بوده است در برابر حق و دعوت پيغمبران و رهبرانِ به حق ، و اشراف و اعيانِ هر قومى به واسطهء همين دنيا دوستى و شرافت مآبى در برابر دعوت پيغمبران كه بر اساس عدالت و برادرى و برابرى بوده مقاومت كرده‌اند و از آن جلوگيرى نموده‌اند و در قرآن از اينها به اكابر تعبير شده است كه در سورهء انعام مىفرمايد ( آيهء 124 ) : « و در هر شهرستان اكابرى مقرر كرديم تا در آن نيرنگ بازند و جز با خود مكر نكنند و آنان شعور و خردمندى ندارند » . از مجلسى ( ره ) - مَثَل كِرمِ ابريشم بهترين مثل‌هائى است كه براى دنيا طلب زده‌اند ، و در اين باره يكى از آنها اين شعر را سروده است : نبينى كه هر كس در اين زندگانى * حريص است پيوسته بر خود ببافد برد رنج و بافد چه كِرمِ ابريشم * به گردش كه از غم به مرگش كشاند يعنى به دلِ خود محبت آنچه از دست مىرود از مال و كالاى دنيا راه ندهيد تا از فكر و انديشه در نعمت جاويدان ديگر سراى كه هنوز نيامده باز مانيد . از مجلسى ( ره ) - گفته شده كه ممكن است مقصود از هفت خصلت اينها باشد : 1 - كبر و سربزرگى 2 - حرص و آزمندى 3 - زن دوستى 4 - دوستىِ رياست 5 - راحت‌طلبى 6 - دوستىِ سخن گوئى 7 - حبّ علو و ثروت ، و اين دو يكى بحسابند به دليل اينكه كلمهء حب در دومى باز نيامده ، و حسد را در شمار نياورده براى آنكه شعب و انواعش را ياد كرده است . « دنيا بلاغ » مقصود از آن اندازهء رفع ضرورت زندگى است و يا آنكه مقصود از دنياى بلاغ آن است كه وسيلهء رسيدن به آخرت باشد .