الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
636
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
افكار و عقول از درك ذاتِ قاصرند ، و از تفكر در آن نهى شده و خصومت در اين باره انسان را در معرض انتقال از رأيى به رأى ديگر در آورد به واسطهء حيرت عقول و عجزشان از آن چنانچه در حكماء و متكلمين در اين باره ديده مىشود كه هر كدام به راهى روند و سخنى گويند و بهتر و لازمتر همان اكتفاء به تعليماتى است كه در قرآن و سنت وارد شده ، و ممكن است مقصود انتقال از حق به باطل و از ايمان به كفر باشد . يكى از محققان گويد : غضب ، زبانهء آتشى است كه از آتش فروزان خدا برگرفته شده و جز از دلها سر برنزند ، در درون دل خموده است و چون آتش زير خاكستر آرميده و سر بزرگى نهان در دل ، هر سرفراز لجباز آن را بدر آورد چنانچه آهن آتش خموش را از دل سنگ ، بر آنها كه به ديدهء حق بين بنگرند هويدا است كه رگى از شيطان لعين در انسان مىدرزد و در هر كه زبانه خشم سرزد خويشى شيطان از او سر برزد كه گفت : مرا از آتش آفريدى و او را از گِل ، شيوهء گِل آرامش و وقار است و شيوهء آتش بر افروختن و شرار و جنبش و پريشانى و كباب كردن دلهاى نزار كه خدا فرمايد : « تافته كند هر چه در دل آنها است با پوستشان » و از نتايج خشم است كينه و حسد كه بدانها هلاك شدهاند مردم بد و تباه شدهاند هر ديو و دد . از مجلسى ( ره ) - « فما يرضى ابداً » در اينجا آگاه كرده است كه نبايد خشم كرد و اگر خشم آمد نبايد او را دنباله داد بلكه زود درمان كرد زيرا اگر دنباله پيدا كرد بسا مايهء كارى شود چون كشت و زخم و دشنام كه به دوزخ برد و يا در نهاد انسان جا گير و پا گير شود و بماند تا انسان را به دوزخ كشد . و بدان كه درمانِ خشم از دو راه است : 1 - با دانش . 2 - با كردار . اما با دانش به اينكه بينديشد در آيات و اخبارى كه در نوهش خشم و مدح فرو خوردن خشم و گذشت و بردبارى رسيده است و انديشه كند كه