الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

614

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

كردن آنان نقل كرده است ) . از اينجا گرفته شده است اين قطعهء معروف شيخ بهائى ( ره ) : جد تو آدم بهشتش جاى بود * قدسيان كردند بهر وى سجود يك گنه ناكرده گفتندش تمام * مذنبى مذنب برو بيرون خرام تو طمع دارى كه با چندين گناه * داخلِ جنّت شوى اى روسياه از مجلسى ( ره ) - يعنى گاه باشد كه تنگىِ روزى براى كيفر گناه يا جبران آن باشد و اين كليت ندارد زيرا بسا به گنه‌كاران بد عاقبت توسعهء رزق داده شود و كيفر آنها به ديگر سراى افتد . از شيخ صدوق در معانى الاخبار كه معنى « من كمه اعمى » اين است كه هر كه سرگردان در دين را به كفر كشاند و او را به گمراهى معتقد سازد تا در آن بپايد ( چون علماء و پيشوايان مذاهبِ باطله مانند مبلغين نصارى و باب و بها ) . از مجلسى ( ره ) - ممكن است « من كمه اعمى » خواند يعنى كسى كه آستينش كور است ، و اين كنايه از بخل باشد ( چنانچه در فارسى نان كور كنايه از بخل است ) . و من گويم ، در اين صورت اظهر آن است كه كنايه از آدمِ لاابالى باشد كه باك ندارد مال را از شبهه يا حرام به دست آورد يا از حلال ، يا در صرف مال بىمبالات است و آن را بيهوده هدر مىكند و مراعات مصرف شرعى آن را نمىكند . از مجلسى ( ره ) - « فان لها طالباً » يعنى براى گناه دنباله‌گيرى است كه آن را مىداند و مىنويسد و كيفرش را مقرر مىسازد و همان گناه كوچك هم با اصرار بزرگ مىشود و بسا آمرزيده نشود . « انّ اللَّه عز و جل » بيان طالب دنباله گير گناهان است و آيه در سورهء يس چنين است : « به راستى كه ما زنده كنيم مرده‌ها را و بنويسيم آنچه را پيش داشتند » گويا تغيير از نسخه نويسان يا راويان است ، و اند كه آيه نقل