الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

439

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

( 1 ) آيا اين مردمى كه در راهها و سر آبها هستند ديدى ؟ گفتم : آرى ، فرمود : نيست كه نماز مىخوانند و روزه مىدارند و حج مىروند ؟ نيست كه خدا را يگانه مىدانند و محمد ( ص ) را رسول خدا مىدانند ؟ گفتم : آرى ، فرمود : مىفهمند آنچه را شما عقيده داريد ؟ گفتم : نه ، فرمود : آنها نزد شما چه حالى دارند ؟ گفتم : هر كه اين امر امامت را نداند كافر است . فرمود : سبحان اللَّه ! تو خانهء كعبه را نبينى و آن همه طواف‌كنندگان بر آن را و اهل يمن را و اينكه همه به پردهء كعبه چسبيدند ؟ گفتم : چرا ، فرمود : همه نمىگويند : اشهد ان لا إله الّا اللَّه و اشهد ان محمداً رسول اللَّه و نماز مىخوانند و روزه مىدارند و به حج مىروند ؟ گفتم : چرا ، گفت : اينها مىدانند آنچه را شماها عقيده داريد ؟ گفتم : نه ، فرمود : در بارهء آنها چه گوئى ؟ گفتم : هر كه اين امر امامت را نداند كافر است ، فرمود : سبحان اللَّه ! اين عقيدهء خوارج است ، سپس فرمود : اگر بخواهيد به شما خبر دهم ، من گفتم : نه ، پس فرمود : هلا براى شما بد است كه چيزى را بگوئيد تا از ما نشنويد ، گويد : من پنداشتم كه او ما را به گفتهء محمد بن مسلم مىچرخاند . ( 2 ) 2 - از زراره ، گويد : به امام باقر ( ع ) گفتم : چه مىفرمائيد در زناشوئى با اين مردم ، راستى كه من به اين سنّ رسيدم كه مىبينى و هرگز زن نگرفتم ، فرمود : چه تو را از آن مانع شده است ؟ در پاسخ فرمود : گفتم : چيزى مرا مانع نشده جز اينكه مىترسم ازدواج با آنها حلال نباشد ، براى من ، شما چه دستور مىفرمائيد ؟ فرمود :