الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
437
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
باب گمراهى و گمراهان ( 1 ) 1 - از هاشم صاحب پست ، گويد : من با محمد بن مسلم و ابو الخطاب گردهم بوديم ، أبو الخطاب به ما گفت : چه گوئيد در بارهء كسى كه امر امامت را نشناسد ؟ من گفتم : هر كه امر امامت را نشناسد ، كافر است ، أبو الخطاب گفت : كافر نيست تا حجّت بر او تمام شود و چون حجت بر او اقامه شود و آن را نپذيرد پس او كافر است ، محمد بن مسلم گفت : سبحان اللَّه ! اگر نپذيرد ، انكار هم نكند ، چرا كافر باشد ؟ هر گاه انكار نكند كافر نيست ، گويد : به حج رفتم خدمت امام صادق ( ع ) رسيدم و اين موضوع را به او گزارش دادم ، فرمود : تو حاضرى و آن طرف غايبند ، موعد شما امشب نزد جمرهء وسطى در منى باشد ( كه در حضور همه مسأله مطرح شود ) ، چون شب شد همه نزد او گرد آمديم ، أبو الخطاب و محمد بن مسلم هم بودند و آن حضرت بالشى گرفت و به سينه نهاد ( به رسم عرب كه بالش بر سينه نهند و بر آن تكيه دهند ) سپس به ما فرمود : در بارهء خدمتكاران و زنان و خاندان خود چه گوئيد ؟ آيا اقرار به يگانگى خدا ندارند ؟ گفتم : چرا ، فرمود : محمد ( ص ) را رسول خدا ندانند ؟ گفتم : چرا ، فرمود : نماز نمىخوانند و روزه نمىگيرند و حج نمىكنند ؟ گفتم : چرا ، فرمود : آنچه را شما عقيده داريد مىفهمند و معتقدند ؟ گفتم : نه ، فرمود : آنها در نزد شما چه وضعى دارند ؟ گفتم : هر كه امر امامت را نشناسد كافر است ، فرمود : سبحان اللَّه !