الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
421
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) غالب است ، نامش بلند است و وجهش و الا است ( وجه : ذات او يا آنكه مقصود ، انبياء و حجج او و يا دين او است - از مجلسى ( ره ) و زيبا و نيكو ساخته ، هر چه را آفريده است دو دست جودش گشاده است و وسعت رحمتش همه چيز را فرا گرفته است ، امر او عيان است و نورش تابان ، بركتش در جريان است و حكمتش فروزان ، كتابش پا برجا است و حجّتش پيروز و هويدا ! دينش پاك و سلطنتش محكم و تابناك ، سخنش حق و برجا و موازينش عادلانه و رسولانش رساننده بودند ، بدكردارى را گناه شمرده و گناه را فتنه و فتنه را چركينى و خوش كردارى را رضامندى دانسته و رضامندى را توبه و توبه را پاككننده ، پس هر كه توبه كرد ، به راه حق رفت و هر كس فتنه انگيخت ، گمراه شد مادامى كه به خدا بازگشت و به گناهش اعتراف نكرد ، و دليرى نكند برابر خدا مگر هلاكشونده . خدا را باش خدا را باش ، وه چه اندازه باب توبه به درگاهش وسيع است و رحمت مژدگانى و بردباريش بزرگ است ، وه چه كيفر و دوزخ جانكاه است و ضربتش سخت است ، هر كه به فرمانبرش پيروز گردد و كرامتش به خود جلب كند و هر كه در نافرمانيش در آيد و بال نقمت او چشد و به همين زودى زود پشيمان گردد . ( 2 ) 2 - از محمد بن فضيل ، گويد : به ابى الحسن ( ع ) نوشتم و از او مسألهاى پرسيدم ، به من در پاسخ نوشت : ( 142 سوره نساء ) : « راستى منافقان با خدا فريب كارى كنند و او هم با آنها فريب به كار برد و هر گاه به نماز ايستند تنبلى كنند و به مردم خودنمائى سازند و جز اندكى به ياد خدا نباشند * در اين ميانه آويزانند و نه اينانند و نه از آنانند هر كه را خدا گمراه سازد هرگز راه را براى او در نيابى » نه از كفّارند و نه از مؤمنان