الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
419
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) شهوت رانى و سركشى ، هر كه ستم كرد و شوريد ، گرفتارىهاى او بسيار باشد و از او كنارهگيرى شود و بر او بتوفند ( بر زيان او كمك شود خ ل ) و هر كه دست اندازى و تجاوز كرد ، از هلاكتها نياسايد و دلش درست نماند و از شهوترانيها خوددار نباشد و هر كه شهوت خود را تعديل نكند ، در بدمنشيها و بدمنشان اندر شود و هر كه سركشى كند از روى عمد و بىدليل ، خود را به گمراهى افكند . و سهل انگارى بر چهار پره است : بر فريب و آرزو و باد و بروت و تنبلى و اين براى آن است كه باد و بروت ، راه حق را ببندد و تنبلى تقصير در كردار به بار آرد تا مرگ برسد و اگر آرزو نباشد انسان اندازهء كار و كردار خود را بداند و اگر انسان اندازهء وضعى را كه در آن است بداند و بفهمد ، به ناگهان از هراس و ترس بميرد ، و فريب دست مرد را از كردار سودمند ، كوتاه سازد . كينهورزى بر چهار پره است : بر كبر و فخر و حميّت و تعصّب ، هر كه كبر ورزد ، به حق پشت دهد و هر كه بر خود بنازد ، نابكار گردد و هر كه حميّت كشد ، به گناهان اندر شود و هر كه تعصّب كشد ، جور كند ، و چه بد وضعى است وضعى كه ميان پشت كردن به حق و نابكارى و اصرار بر گناه و جور است در گذشت از صراط . و طمع بر چهار پره است : شادى و خوشگذرانى و لجبازى و فزونطلبى شادكامى بد است نزد خداوند ، و خوشگذرانى سر بزرگى است ، و لجبازى بلاى كسى است كه او را به كشيدن بار گناهان وادار مىسازد ، فزونطلبى سرگرمى و بازى و دلدادگى است و پذيرفتن به دل پستى است به جاى آنچه كه بهتر و خوب است . اين است نفاق و ستونها و پرههايش ، و خدا بر بندههايش