الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

415

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

( 1 ) دشمن دارد و بر خلاف بزرگ اصرار ورزد و هر كه كوردل گردد ، ذكر را فراموش كند و پيرو گمان گردد و با آفرينندهء خود ستيزه جويد و شيطان بر او چيره گردد و بىتوبه و تواضع براى خدا آمرزش خواهد و غفلت نكند از گناه ، هر كه غفلت كند ، بر خود خيانت كرده و بر پشت در گشته و گمراهى خود را راشد پنداشته و آرزوهايش او را فريب داده‌اند و افسوس و پشيمانى يقهء او را گرفته‌اند هنگامى كه كار از كار گذشته و پرده برداشته شده و آنچه نمىپنداشت براى او رخ داده است ، هر كه از فرمان خدا سركشى كند ، به شكّ اندر شده و هر كه به شكّ افتد ، خدا بر فرازد و به سلطنت خود او را خوار سازد و به جلال خود او را خرد كند چونان كه به پروردگارش كه كريم است فريفته شده و در فرمان حضرت او تقصير روا داشته . غلوّ بر چهار پره است : تعمّق در رأى ، تنازع در رأى و كژ دلى و شقاق ، هر كه بسيار خرده بينى كند ، به حق نگرايد و جز غرق در امواج فروگيرنده نفزايد ، فتنه‌اى از پيرامونش برنخيزد جز اينكه فتنهء ديگرش فرا گيرد و پردهء ديانت او به درد و در كار در هم و گيج‌كننده‌اى فرو افتد . هر كه در رأى ، ستيزه كند و طرفيّت نمايد ، به حماقت شهره گردد و به خاطر لجبازى دنباله دار ، و هر كه كج دل شد ، خوبى در نزد او زشت باشد و بدى در چشم او زيبا گردد و هر كه بر امام بر حق بشورد و از جمع مسلمانان كناره گيرد ، راه زندگى بر او تيره گردد و كارش در هم شود و در تنگنا افتد و نتواند از آن برآيد زيرا از جز راه مؤمنان پيروى كرده است . شكّ بر چهار پره است : بر مِريَه و هوى و تردد و