الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
401
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) 9 - از مسعدة بن صدقه ، گويد : شنيدم امام صادق ( ع ) در پاسخ اين پرسش كه : شما را چه شده است كه زنا كار را كافر ننامى و تارك نماز را كافر مىخوانى ، دليل فرق ميان اين دو چيست ؟ فرمود : براى آنكه زناكار و هر كه به او مانند باشد همانا اين كار را به خاطر شهوت كند ، زيرا شهوت بر او چيره گردد و تارك نماز تنها از راه خوار شمردن و بىارزش دانستن آن است كه نماز نخواند و اين براى آن است كه زناكار از نزديك شدن با زن ، كامياب شود و به واسطهء طلب لذّت ، قصد آن زن كند ، و هر كه ترك نماز كند و به قصد ترك نماز برآيد ، قصد ترك نماز براى او لذّتى ندارد و چون لذّت و كامجوئى در ميان نباشد ، استخفاف و خوار شمردن و بىارزش دانستن در ميان مىآيد و هر گاه استخفاف به ميان آمد ، كفر واقع شود . گويد : از امام صادق ( ع ) پرسش شد ، به او عرض شد : چه فرق است ميان كسى كه به زنى نگاه كند و با او زنا كند و يا مى بنوشد و ميان كسى كه نماز را نخواند تا زناكننده و مىخوار استخفاف كن و خوار شمار نباشند چنانچه نماز نخوان استخفاف كن و خوار شمارنده است و حجّت و دليل در اين باره چيست ؟ و چه علّتى دارد كه تو ميان آنها فرق گذارى ؟ فرمود : حجّت و دليل در اين جا اين است كه هر آنچه تو خود را در آن وارد كنى ( و از روح تو خيزد ) داعى و غلبهء شهوت تو را بر آن وانداشته كه در مورد زنا و مى خوارى وجود دارد و تو خودت باشى كه خويش را به ترك نماز بخوانى و در اين جا شهوت نيست و اين همان استخفاف و بىاعتنائى است و اين است فرق ميان آن دو قسم . ( 2 ) 10 - از امام صادق ( ع ) ، فرمود :