الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

23

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

( 1 ) صبرش استوار ، كارش محكم است و ذكرش بسيار . با مردم در آميزد تا دانش آموزد و دم بندد تا سالم زيد و بپرسد تا بفهمد ، تجارت كند تا سود برد ، به خبر خوب گوش ندهد تا بدان بنازد ( يعنى آن را ياد گيرد و به نقل آن افتخار كند ) ( منصب خوب را نپذيرد تا به وسيلهء آن بد كارى كند يعنى از مقام خود سوء استفاده كند و هرزگى پيش گيرد خ ل ) سخن نگويد تا بر ديگران زورنمائى كند ، خودش از خويش در رنج است و مردم از او در آسايش ، خود را براى ديگر سرايش در رنج اندازد و مردم را از خود آسوده سازد ، اگر به او ستم شود شكيبا باشد تا خدا براى او انتقام كشد ، دوريش از هر كه كناره كند ناخواهى و پاكدامنى است و نزديكيش به هر كس نزديك شود نرمى و مهربانى است ، دورى كردنش از راه بزرگ منشى و تكبّر نيست و نزديكيش فريب و نيرنگ نيست بلكه به اهل خيرى كه پيش او بودند ، اقتداء كند و پيشواى نيكان پس از خود باشد . گويد : همّام ، پس از شنيدن بيانات امام ، جيغى زد و بىهوش افتاد ، پس امير المؤمنين ( ع ) فرمود : هلا به خدا كه من از همين بيتابى بر او مىترسيدم و فرمود : پندهاى رسا و عميق با اهل خود چنين كنند ، گوينده‌اى به آن حضرت گفت : پس اى امير المؤمنين ، تو را چه در نهاد است ؟ ( يعنى چرا با توجه به اين پندها جيغ نزنى و بىهوش نشوى ؟ ) فرمود : راستى براى هر كس ، اجل مقررى است كه از آن در نگذرد و آن اجل را سبب معينى است كه از آن تجاوز نكند ، آرام باش ، پيش نيافت ( باز مگرد خ ل ) همانا شيطان بر زبانت دميد ( يعنى اين اعتراض تو يك القاء شيطانى است كه گستاخانه به من عرض داشتى و براى خود حق اعتراض پنداشتى ) .