الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

201

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

و گفت : من بيابان نشينم و سخن‌هاى كلى به من بياموز ، در پاسخ او فرمود : به تو فرمان دهم كه خشم نكنى و سه بار آن عرب بيابانى خواستِ خود را باز گفت ، و همان پاسخ را دريافت ، و آن مرد به خود آمد و گفت : ديگر چيزى نپرسم ، رسول خدا ( ص ) جز به خير ، مرا فرمان نداده است . فرمود كه : پدرم مىفرمود : كدام چيزى است كه از خشم ، سخت‌تر است ، راستى مردى خشم كند و قتل نفس كند كه خدا حرام كرده و زن پارسا را به زنا متّهم كند . ( 1 ) 5 - از عبد الأعلى ، گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم : به من پندى ده كه بدان پند گيرم ، در پاسخ فرمود : مردى نزد رسول خدا ( ص ) آمد و به او گفت : يا رسول اللَّه ! به من بياموز پندى كه بدان پند گيرم ، در پاسخ او فرمود : برو دنبال كارِت و خشم مكن ، و تا سه بار بر او باز گفت ، و در هر سه بار ، همين پاسخ را شنيد كه : برو پى كارِت و خشم مكن . ( 2 ) 6 - امام صادق ( ع ) مىفرمود : هر كه جلو خشم خود را گيرد ، خدا عيب او را بپوشاند . ( 3 ) 7 - از امام باقر ( ع ) كه در تورات نوشته است در ضمن آنچه خدا عز و جل با موسى راز گفت ، فرمود : اى موسى ! جلو خشمت را از هر كه من تو را بر او مسلّط كردم