الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

141

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

اين بنده هيچ چيز به جا نگذاشت و مرتكب همهء بديها شد و ما از آنچه او مىكند خجالت مىكشيم و حيا مىكنيم ، پس خدا عز و جل بدانها وحى كند كه شما هم پرهاى خود را از روى كردار زشتش برداريد و چون چنين كند و كارش بدين جا كشد آغاز دشمنى با ما خاندان كند ، در اين جا است كه پردهء او در آسمان دريده شود و پردهء او در زمين پاره شود ، پس فرشته‌ها مىگويند : پروردگارا ! اين بنده‌ات پرده دريده و بىآبرو مانده است ؟ خدا عز و جل به آنها وحى كند : اگر خدا را به دو نيازى بود ، به شما فرمان نمىداد كه پرهاى خود را از او برگيريد . ( 1 ) 10 - از مسعدة بن صدقه ، گويد : از امام صادق ( ع ) شنيدم مىفرمود : كبائر : نوميدى از رحمت خدا ، نااميدى از لطف خدا ، و ايمنى از مكر خدا ، و قتل نفسى كه خدا آن را حرام كرده است ، و عقوق و ناسپاسى حق پدر و مادر ، و خوردن مال يتيم به ناحق ، و خوردن ربا پس بيان حرمت آن ، و تعرّب پس از هجرت و تهمت زنا به زنان پارسا ، و گريختن از جبههء جهاد . به آن حضرت عرض شد : بفرمائيد كه مرتكب گناه كبيره كه بىتوبه از آن بميرد ، از ايمان بيرونش مىبرد ؟ و اگر بدان عذاب شود ، عذابش چون عذاب مشركان باشد يا به پايان رسد ؟ فرمود : از اسلام بيرون رود اگر گمان برد كه آن حلال است و به همين سبب ، سخت‌ترين عذاب را دارد ، و اگر اعتراف دارد كه كبيره است و بر او حرام است و بدان معذّب گردد و آن روا نيست به واسطهء آن عذاب شود و اين عذابش سبك‌تر باشد از عذاب اوّلى