الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
105
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
چركينى داشت و پهلوى آن توانگر نشست ، و آن توانگر جامهء خود را از زير زانوهاى او جمع كرد ، رسول خدا ( ص ) به او فرمود : ترسيدى از فقر او چيزى به تو بچسبد ؟ گفت : نه ، فرمود : ترسيدى از دارائى تو چيزى به او بچسبد ؟ گفت : نه ، فرمود : ترسيدى جامهء تو چركين شود ؟ گفت : نه ، فرمود : پس چه تو را واداشت كه اين كار را كردى ؟ در پاسخ گفت : يا رسول اللَّه ! به راستى مرا همنشينى است كه هر زشتى را براى من آرايش مىدهد و هر زيبائى را براى من زشت مىنمايد ، من نيمى از هر چه دارم به او دادم ، پس رسول خدا ( ص ) به آن مردِ ندار فرمود : آيا مىپذيرى ؟ گفت : نه ، آن مرد گفت : براى چه ؟ در پاسخ گفت : مىترسم در دل من در آيد آنچه در دل تو در آمده است . ( 1 ) 12 - فرمود ( ع ) : در مناجات موسى است كه : اى موسى ! هر گاه ديدى فقر روى آورده بگو : مرحبا به شعار صالحان ، و هر گاه ديدى توانگرى آورده ، بگو : گناهى است كه كيفر آن شتافته است . ( 2 ) 13 - امام صادق ( ع ) فرمود : پيغمبر ( ص ) فرموده است : خوشا بر مستمندان از شكيبائى و هم آنهايند كه ملكوت آسمانها و زمين را معاينه كنند . ( 3 ) 14 - پيغمبر ( ص ) فرمود : اى تودهء مستمندان ! پاكدل باشيد و به جان از خدا رضايت