الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
757
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
مصنف ( ره ) هم از اين اخبار همين معنى را استفاده كرده است . از مجلسى ( ره ) - « و لم يكن للَّه فيه من نصيب » يعنى هيچ كدام اعمالش را خدا نپذيرد ، يا اين كه از سعادتمندانى كه حزب خدايند نيست بلكه از اشقياء است كه حزب شيطانند و حمل بر مبالغه شده يعنى از اولياء خلق خدا نيست ، سپس ظاهر اين است كه اين حقوق نسبت به مؤمن كامل و كسى است كه در راه خدا با او برادر است و گر نه رعايت همهء آنها نسبت به عموم شيعه حرج بزرگى است و بلكه ممتنع است مگر مقيد به امكان گردد . « اتى عليك شفيق » يعنى من بر تو مىترسم و يا مهربانم كه مبادا آنها را ضايع كنى ، و به هر تقدير دلالت دارد بر اينكه جاهل معذور است و در آن شكى نيست در صورت نبودن راهى براى تحصيل علم ولى دريغ امام از تعليم او مورد اشكال است و تجويز ترك تعليم مشكل است و گرچه مانند آن در باب نهى از تعليم وجوب غسل احتلام به زنها وارد شده است و با اينكه ظاهر آيات و اخبار وجوب تعليم هدايت است و ارشاد گمراه خصوص نسبت به ائمه ( ع ) با عدم خوف و تقيه كه ظاهر اين مقام است . و خدا هم فرموده است ( 159 سوره بقره ) : « به راستى آنها كه كتمان كنند بينات و هدايت را پس از آنكه ما آن را در كتاب براى مردم بيان كرديم ، آنانند كه خدايشان لعنت كند و لعنت كند آنها را هر لعنتكنندهاى » و ممكن است به دو وجه جواب داد : 1 - غرض امام از امتناع ترك بيان نبوده است بلكه غرض تشويق مخاطب براى شنيدن و بيان عظمت مطلب بوده . 2 - اينكه اين مؤيد استحباب اين حقوق باشد و وجوب بيان مستحبات براى همه مردم خصوص با نگرانى ترك عمل بدان معلوم نيست خصوص اگر براى بعضى ذكر شود كه موجب اختفاى آن نگردد .