الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

738

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

وارد شده است ، ابن اثير در نهايه گفته : صلهء رحم كنايه از احسان به خويشان است از صاحبان نسب و خويشان حسبى ، و مهربانى و رفق و رعايت حال آنها است اگر چه دورى كنند و بدرفتارى نمايند و قطع رحم ضد آن است . بدان كه شكى نيست در حسن صلهء رحم و وجوب آن في الجمله و آن درجات متفاوتى دارد كه برخى برتر از برخى ديگر است ، و كمتر آنها كلام است و سلام و ترك جدائى و آن هم به اختلاف قدرت و حاجت بدان فرق مىكند تا اندازه‌اى از صلهء رحم واجب است و تا اندازه‌اى هم مستحب است و فرقش هم مشكل است و احتياط هم ظاهر است ، كسى كه تا اندازه‌اى صله كند و به حد كامل نباشد و كسى كه تقصير روا دارد از آنچه شايد و از آنچه تواند ، آيا صلهء رحم كرده يا قطع رحم كرده ، مورد نظر است و تشخيص مراتب واجبه از مستحبه در نهايت اشكال است و خدا به حقيقت حال داناتر است و احتياط راه نجات است . شهيد ( ره ) در قواعد گفته است : صله با هر رحم بايست است ، قرآن و اخبار و اجماع ترغيب بر صلهء رحم كنند و كلام در آن از جهاتى است : 1 - رحم كدام است ؟ ظاهر آن است كه هر كه را خويشاوند شمارند از دور و نزديك رحم باشد ، مرد باشد يا زن ، و برخى را تأكيد بيشترى است و عامهء حرمت نكاح را ميزان گرفته‌اند با فرض دو مرد يا دو زن را مختلف در جنس ، و حرمت جمع ميان دو خواهر را و تحريم جمع عمه و خاله با دختر برادر و خواهر آنها را بىرضايت از باب حرمت قطع رحم دانسته و دليل آن گرفته‌اند و جمع را مطلقاً حرام دانسته‌اند ، ولى بايد از گفتهء آنها اعراض كرد و به عرف مراجعه كرد . 2 - صله و پيوست كدام است كه به وسيله آن از قطع رحم بيرون توان شد ؟ و جوابش آنست كه : بايد به عرف رجوع كرد زيرا در اين مورد حقيقت شرعيه و لغويه وجود ندارد و آن هم به اختلاف عادات و نزديك و دورى منزل