الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

698

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

از مجلسى ( ره ) - گويا مراد از اسلام در اينجا معنى اخص آن است كه هم معنى با ايمان است چنانچه جملهء « مؤمن دينش را از رأيش نگيرد » بدان اشاره دارد ( و اين معنى از اسلام است كه شاعر گويد : نه هر كس شد مسلمان مىتوان گفتش كه سلمان شد * كه اول بايدش سلمان شد وانگه مسلمان شد ) حاصل خبر اين است كه اسلام تسليم و انقياد است و انقياد تام نمىباشد جز با يقين كه تصديق جزمى و اذعان كامل به اصول خمسه با تصديق به خدا و رسول و ائمهء هداة است ، و تصديق عيان نشود يا سود ندهد جز به اقرار ظاهرى و اقرار تام محقق نشود جز به كردار با اندام زيرا كردار چنانچه گذشت گواه ايمان است و كردارى كه گواه ايمان است انجام وظائف الهيه است نه عمل اختراعى و بدعت . تا آنكه مجلسى ( ره ) گويد : سيد رضى ( ره ) در نهج البلاغه جزء اول اين حديث را تا « العمل هو الاداء » با تغيير جملهء اخير به اين مضمون كه : « الإقرار هو الاداء و الأداء هو العمل » نقل كرده است ، و ابن ابى الحديد گفته : خلاصهء اين فصل دليل درستى مذاهب معتزله است كه : اسلام و ايمان يك معنى دارند و عمل در مفهوم اين لفظ وارد است چون هر لفظى را بجاى ديگر قرار داده در اداى مفهوم آن چنانچه گويند ليث همان اسد است ، اسد همان سبع است و سبع أبو الحارث است پس ليث أبو الحارث است يعنى اين اسماء يك معنى دارند ، و چون همهء لفظها تفسير اسلام هستند و آخرشان عمل است دليل است كه عمل معنى اسلام است و تارك واجب مسلمان نيست و اگر اعتراض كنى كه در اينجا چه دليلى است كه اسلام همان ايمان است ، گويم : زيرا هر كه عمل را در معنى اسلام وارد داند اسلام را همان ايمان داند . ابن ميثم گفته است : در اين كلام چند قياس است كه نتيجه‌هاى آن