الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

684

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

و اوصياء از ذرات آزموده و امتحان‌شده‌اى آفريده شده است و در اين ذرات آمادگى براى آزمايش وجود داشته چنانچه در روايت باب اخير كه مىپرسند : با اينكه ذره بودند چگونه پاسخ دادند ؟ مىفرمايد : آن اندازه از استعداد را داشتند كه در برابر اين پرسش امتحانى پاسخ گويند . در اينجا اعتراض به اينكه اين سابقه مايهء جبر است و موجب سلب اختيار ، وارد نيست زيرا گفتيم اين آزمايش بر پايهء وجود شرائط اختيار در ذرات اوليه انجام شده است و خودش پايه و مايه ثبوت اختيار است نه اينكه موجب جبر و سلب اختيار باشد . از مجلسى ( ره ) - « فِطْرَتَ اللَّهِ » اشاره است به قول خداى سبحان در سوره روم : « روى خود به سوى دين كن راستا ( يعنى نه ميل به بتها كن و نه به عقيدهء دو خدائى و سه خدائى ) فطرتى را باش كه خدا مردم را بر آن آفريده است » و مقصود از آن پذيرش حق و قدرت بر دركِ آن است يا مليت مسلمانى است زيرا اگر به سادگىِ خود رها شوند آنها را به يگانگى خدا كشاند . پايان نقل از مجلسى ( ره ) . من گويم ، منظور از فطرت ، آفرينشِ پاك است و تطبيق آن بر يگانه‌پرستى و توحيد از دو وجه است : 1 - مجموعهء آفرينش جهان آئينه‌اى است كه در آن وجود خداى واحد درك مىشود به شرطى كه بينائىِ انسان به حال خود بماند و چشم بصيرت او بر اثر سوء تعليمات خانواده و محيط پردهء گمراهى نگيرد پس فطرت عبارت از طبع مجموع آفرينش است . 2 - خدا در آفرينش بشر به او نهاد پاكى داده است كه عقيده به خداى واحد در آن نقش گير است و نسبت بدان به آسانى پندپذير است و اگر نهاد بر او اثر پرورش نامناسب آشفته نگردد و انديشهء او آلوده و تاريك نشود به خودىِ خود و يا در آسانترين وجهى معتقد به خداى واحد مىشود و يگانگى