الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
647
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) 10 - از مسعدة بن صدقه ، گويد : به امام صادق ( ع ) گفته شد : مردم روايت كنند كه على ( ع ) بر منبر كوفه فرموده است : أيا مردم ، به راستى شما به زودى دعوت شويد كه مرا دشنام دهيد ، و مرا دشنام دهيد ، سپس دعوت شويد كه از من بيزارى جوئيد ، از من بىزارى مجوئيد ، در پاسخ فرمود : مردم چه اندازه به على ( ع ) دروغ مىبندند ، سپس فرمود : همانا على ( ع ) فرموده است : راستى شما به دشنام بر من دعوت شويد ، مرا دشنام دهيد ، سپس به بىزارى از من دعوت شويد ، و به راستى كه من بر كيش محمدم ، نفرمود : از من بىزارى مجوئيد ، سائل گفت : بفرمائيد اگر كشته شدن را بر بىزارى جستن برگزيد ؟ فرمود : كه به خدا اين وظيفه را ندارد ، و وظيفه او همان است كه عمار بن ياسر بدان عمل كرد كه اهل مكه او را به زور وادار كردند ( كفر گويد ) ولى دلش به ايمان ، مطمئن بود ، و خدا عز و جل در بارهء او فرو فرستاد ( 106 سوره نحل ) : « جز كسى كه وادارش كند و دلش مطمئن است به ايمان » در اين وقت ، پيغمبر ( ص ) به او فرمود : اگر برگشتند به كار خود ، تو هم برگرد بدان چه كردى ، خدا عز و جل عذر تو را پذيرفت و نازل كرد و به تو فرمان داد كه برگردى اگر برگشتند . ( 2 ) 11 - از هشام كندى ، گويد : مىفرمود : مبادا كارى كنيد كه ما را بدان سرزنش مىنمايند ، زيرا فرزند بد پدر خود را در كارى كه كرده مورد سرزنش قرار مىدهد ، شما براى كسى كه خود را به او بسته و از ديگران به خاطر او گسستهايد آبرو و زينت باشيد و براى او مايهء بدنامى و زشتى نباشيد ، در ميان عشائر و تيرههاى مخالفان ، نماز بخوانيد ( يعنى در نماز جماعت