الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

535

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

درخت مىريزد . ( 1 ) 5 - از ابى عبيده حذّاء ، گويد : با امام باقر ( ع ) هم كجاوه شدم و در يكتاى محمل با آن حضرت از مدينه به مكّه رفتم و در ميان راه پياده شد و چون قضاى حاجت كرد و برگشت گفت : دست خود را به من بده اى ابى عبيده ، من دستم را به آن حضرت دادم و آن را فشرد تا درد آن را در انگشتان دريافتم ، سپس فرمود : اى ابا عبيده ، مسلمانى نباشد كه به برادر خود رسد و با او دست دهد و انگشتان خود را با انگشتان او درهم كند جز آنكه گناهان آنها بريزد از آنها چنانچه در روزِ زمستانى برگ از درخت فرو مىريزد . ( 2 ) 6 - از مالك جهنى كه امام باقر ( ع ) فرمود : اى مالك ، شماها شيعهء ما هستيد ، نمىدانى ( كه در بارهء ما مبالغه مىكنى خ ل ) كه در كار ما تقصير مىكنى ، به راستى كه توانائى بر كار و وصف خدا نيست و چنانچه توانائى بر كار و وصف خدا نيست ، توانائى بر كار و وصف مخصوص ما هم نيست و چنانچه توانائى بر كار و وصف مخصوص ما نيست ، توانائى بر كار و وصف مؤمن هم نيست ، به راستى مؤمنى به مؤمن ديگر بر مىخورد و به او دست مىدهد و پيوسته خدا بدانها نگاه مىكند و گناهان از روى آنها فرو مىريزد چنانچه برگ از درخت تا از هم جدا شوند . چگونه توانائى است بر وصف آنكه چنين است . ( 3 ) 7 - از ابى حمزه ، گويد : من با امام باقر ( ع ) هم كجاوه شدم و بار را بر زمين گزارديم ، سپس اندكى راه رفت و برگشت و دست مرا