الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
509
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
بود به همراه او براى كارى بروم و به من اشاره كرد ، من بد داشتم كه طواف با امام صادق ( ع ) را بگذارم و با او بروم ، در اين ميان كه طواف مىكردم به ناگاه باز به من اشاره كرد ، امام صادق ( ع ) او را ديد و گفت : اى أبان ، اين مرد تو را مىخواهد ؟ گفتم : آرى ، فرمود : او كيست ؟ گفتم : از ياران ما است ، فرمود : با تو هم عقيده است ؟ گفتم : آرى ، فرمود : برو نزد او ، گفتم : طوافم را ببرم ؟ فرمود : آرى ، گفتم : و اگر چه طواف واجب باشد ؟ فرمود : آرى ، گويد : با او رفتم ، سپس از آن نزد آن حضرت وارد شدم و از او پرسيدم ، گفتم : به من خبر بده از حق مؤمن بر مؤمن ، فرمود : اى أبان ، آن را وانه و مخواه ، گفتم : چرا ، قربانت آن را مىخواهم و پيوسته اصرار كردم ، پس فرمود : اى أبان ، تا آنجا حق دارد كه نيمى از مالت را به او بدهى ، سپس به من نگاه كرد و ديد چه حالى به من دست داده ، پس فرمود : اى أبان ، نمىدانى خدا آنها را ياد كرده كه ديگران را بر خود مقدم دارند ، گفتم : چرا قربانت ، فرمود : اگر تو مالت را با او قسمت كنى او را بر خود مقدم نداشتى ، همانا خود را با او برابر داشتى ، همانا وقتى او را بر خود مقدم دارى كه از آن نيمه كه بهرهء خود گذاشتى به او بدهى . ( 1 ) 9 - از عيسى بن أبى منصور ، گويد : من با ابن أبى يعفور و عبد اللَّه بن طلحه خدمت امام صادق ( ع ) بوديم و آن حضرت آغاز سخن كرد و فرمود : اى پسر أبى يعفور ، رسول خدا ( ص ) فرموده : شش خصلت