الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
495
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) 10 - از فضيل بن يسار ، گويد : از امام باقر ( ع ) شنيدم مىفرمود كه : چند تن از مسلمانان به سفرى بيرون شدند و راه را گم كردند و به سختى تشنه شدند و كفن در بر كردند ( كنار راه رفتند خ ل ) و به ريشههاى درخت چسبيدند و شيخى سفيد پوش نزد آنها آمد و گفت : برخيزيد ، باكى بر شما نيست ، اين هم آب ، برخاستند و نوشيدند و سيراب شدند ، پس گفتند : تو كيستى ؟ خدايت رحمت كناد ، گفت : من از آن پريانم كه با رسول خدا ( ص ) بيعت كردند و به راستى من از رسول خدا ( ص ) شنيدم مىفرمود : مؤمن برادر مؤمن است ، چشم و رهنماى او است ، شما نبايد در حضور من از ميان برويد . ( 2 ) 11 - گويد : شنيدم امام صادق ( ع ) مىفرمود : مسلمان برادر مسلمان است ، به او ستم نكند و او را واننهد [ و غيبت او نكند و به او خيانت نورزد و از او دريغ ندارد ] ربعى ( كه راوى از فضيل بن يسار است ) گويد : مردى از هم مذهبان ما در مدينه از من پرسيد ، تو خود شنيدى كه فضيل بن يسار اين را مىگفت ؟ به او گفتم : من خودم شنيدم كه امام صادق ( ع ) مىفرمود : مسلمان برادر مسلمان است ، به او ستم نكند و او را گول نزند و او را واننهد و غيبت او را نكند و به او خيانت نورزد و از او دريغ ندارد .