الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
401
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
شام و پس از دو پارچه پشمين كه يكى را به كمر بندم تا لنگ من باشد و ديگرى را رداى دوش خود سازم . ( 1 ) 18 - از امام صادق ( ع ) كه ابو ذر - رضي الله عنه - در سخنرانى خود مىگفت : اى دانشجوينده ، گويا هيچ چيز دنيا نبوده جز آنچه خوبش سودى دهد و بدش زيانى رساند جز به كسى كه خدايش مهر ورزد ( براى دفع شر و زيان آن ) ، اى دانشجوينده ، هيچ اهل و مالى تو را از خود بازنگيرد و به خود مشغول نسازد ، تو در روزى كه از آنها جدا شوى چون مهمانى باشى كه شب را نزد آنها گذرانيده و بامدادان از نزد آنها به سوى ديگرى بسيج كرده ، دنيا و آخرت چون منزلى است كه از آن به منزل ديگرى نقل مكان كنى و ميان مردن و محشور شدن جز خوابى نيست كه به خوابى و سپس از آن بيدار شوى ، اى دانشجوينده ، براى ايستگاه خود در برابر خدا عز و جل پيش فرست زيرا توبه كردارت ثواب برى چنانچه بدهى بستانى اى دانشجوينده . ( 2 ) 19 - رسول خدا ( ص ) فرمود : مرا با دنيا چه كار ؟ همانا مثل من با او چون مثل شتر سوارى است كه درختى بر فراز او باشد در روز گرمى و زير آن استراحت نيم روز را بگذراند و سپس برود و آن را به جا گذارد . ( 3 ) 20 - از يحيى بن عقبه ، از امام صادق ( ع ) كه امام باقر ( ع ) فرمود :