الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
389
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
خوش نمىآمد رسول خدا ( ص ) را از دنيا چيزى جز اين كه در آن گرسنه و ترسان باشد . ( 1 ) 8 - فرمود : پيغمبر غمنده بيرون رفت ، يك فرشتهاى كه همراهش كليدهاى گنجينههاى زمين بود نزد او آمد و به او گفت : اى محمد ، اينها كليدهاى گنجهاى زمين است ، پروردگارت مىفرمايد : بازكن و هر چه خواهى از آنها برگير بىآنكه چيزى از آنها ( از مقامت خ ) كم شود در نزد من ، رسول خدا ( ص ) فرمود : دنيا خانهء كسى است كه خانه ندارد و كسى كه خرد ندارد براى آن جمع مىكند ، آن فرشته گفت : بدان كه تو را به راستى مبعوث كرده ، به راستى من اين سخن را از فرشتهاى شنيدم كه در آسمان چهارم بود هنگامى كه اين كليدها را به من دادند . ( 2 ) 9 - از عبد اللَّه بن قاسم ، از امام صادق ( ع ) فرمود : رسول خدا ( ص ) به يك بزغالهء گوش بريده كه مرده بود و بر زبالهدانى افتاده بود گذر كرد و به اصحاب خود فرمود : اين به چه مىارزد ؟ در پاسخ گفتند : اگر اين زنده بود شايد يك درهم هم نمىارزيد ، پيغمبر ( ص ) فرمود : بدان كه جانم به دست او است ، هر آينه دنيا نزد خدا از اين بزغالهء مرده نزد صاحبش بىارزشتر است .