الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

367

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

( 1 ) از بنى ضمره بود چوپانى مىكردم ، جعفر در پاسخ او گفت : پادشاها پس چرا مىنگرم كه بر خاك نشسته و جامهء كهنه در بر كرده‌اى ( يعنى اين مژده مايهء شادى و جشن و شادمانى و زيور است ) . اى جعفر ، ما در آنچه خدا به عيسى ( ع ) فرو فرستاده دريافتيم كه از حق خدا بر بنده‌ها اين است كه فروتنى پديد آرند هنگامى كه خدا نعمتى براى آنها پديد آرد ، چون خدا عز و جل به وسيلهء محمد ( ص ) نعمتى برايم پديد آورده ، من اين تواضع و فروتنى را پديدار كردم براى خدا ، چون به پيغمبر رسيد به يارانش فرمود : به راستى صدقه مايهء فزونى است براى صدقه‌دِه ، صدقه بدهيد خدايتان رحمت كناد ، و به راستى تواضع و فروتنى مايهء بلندى مقام است ، تواضع كنيد خدايتان بلند كند و به راستى گذشت براى صاحبش سبب عزت است ، درگذريد خدايتان عزيز دارد . ( 2 ) 2 - از معاويه بن عمار ، از امام صادق ( ع ) ، گويد : شنيدمش مىفرمود : به راستى در آسمان دو فرشته‌اند كه بر بنده گماشته‌اند ، هر كه براى خدا تواضع كند او را بالا برند و هر كه تكبّر كند او را پَست كنند . ( 3 ) 3 - از امام صادق ( ع ) فرمود : رسول خدا ( ص ) يك شب پنجشنبه‌اى در مسجد قبا افطار كرد و فرمود : نوشابه‌اى هست ؟ اوس بن خولى انصارى قدحى شير آميخته با عسل برايش آورد و چون آن را به لب گرفت دورش كرد ، سپس فرمود : دو نوشيدنى است كه يكى از آنها بس است ، نه آن را مىنوشم و نه حرامش مىكنم ولى براى خدا تواضع مىنمايم ، زيرا