الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
33
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) گفت : پروردگارا ، وه چه بسيار است نژاد من ، براى كار بزرگى آنها را آفريدى ؟ تو از آنها چه مىخواهى كه پيمان ازشان مىستانى ؟ خدا فرمود : براى آنكه مرا بپرستند و چيزى را شريك من ندانند و به رسولانم بگروند و از آنها پيروى كنند ، آدم گفت : پروردگارا پس مرا چه شده كه برخى ذرهها را بزرگتر از برخى بينم و برخى روشنى بسيار دارند و برخى روشنى اندك و برخى هيچ روشنى ندارند ؟ خدا عز و جل فرمود : چنين آنها را آفريدم تا آزمايش نمايم در هر حالى ، آدم عرض كرد : پروردگارا به من اجازهء سخن مىدهى تا سخنى گويم ؟ خدا عز و جل فرمود : سخن بگو كه جانت از من است و طبيعتت بر خلاف هستى من است ، آدم گفت : پروردگارا كاش همه را يكسان آفريده بودى با يك نمونه و يك اندازه و يك طبع و يك خو و يك رنگ و با عمرهاى برابر و روزيهاى برابر تا بر يك ديگر ستم نكنند و بر يك ديگر حسد نبرند و دشمنى با هم نكنند و در هيچ چيزى اختلاف نكنند ، خدا عز و جل فرمود : اى آدم ، به نيروى روح من گويا شدى و به سستى طبع خود آنچه را ندانى به زبان آوردى ، منم آفريدگار جهان به دانش خود آفرينش آنان را مختلف ساختم و به خواست خودم امرم را در آنان اجراء كنم و به تدبير و تقدير من بگردند ، در آفرينشم تبديلى نيست ، همانا جن و انس را آفريدم تا مرا بپرستند و بهشت را براى كسانى آفريدم كه مرا اطاعت كنند و بپرستند و پيروى از رسولانم كنند - و باكى ندارم - دوزخ را آفريدم براى هر كه به من كافر شود و نافرمانى من كند و پيروى از رسولانم نكند و باكى ندارم ، تو را آفريدم و نژادت را آفريدم بىنيازى به تو و فرزندانت و همانا تو را و آنها را آفريدم تا تو را بيازمايم و آنان را بيازمايم كه كدام در دار دنيا كردار بهترى