الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
161
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) گيرد و نشانه براى هر كه فراست جويد و عبرت براى هر كه پند پذيرد و نجات براى هر كه آن را درست شمارد و آرامش براى هر كه به اصلاح گرايد و وسيلهء نزديكى به خدا براى هر كه تقرب خواهد و اعتماد براى هر كه توكل دارد و آسودگى براى هر كه كار خود به خدا گذارد و جايزه براى هر كه خوش رفتارى و خير براى هر كه نشتابد و سپر براى هر كه شكيبا باشد و لباس براى هر كه تقوى ورزد و پشت براى هر كه رشد يابد و پناه براى هر كه مىگرود و آسودگى براى هر كه روى به خدا كند و اميدوارى براى هر كه راست گويد و بىنيازى براى هر كه قناعت ورزد ، پس حق اين است : روشش رهبرى است ، و اثرش بزرگوارى ، و وصفش خوبى ، آن برنامهاى است روشن ، و چراغ گاهى است تابان ، و چراغى است فروزان هدفش بسيار بلند است ، و ميدان مسابقهاش اندك ، و پيشروان را فراهم كند ، و جائزه را زود بدهد ، انتقامش دردناك است ، و ساز و برگش كامل ، و سواران آن ارجمند ، ايمان برنامهء آن است ، و اعمال خوب چراغگاه آن ، چراغهايش فهم دين است ، و دنيا ميدان مسابقهء آن ، مرگ نهايت آن است ، و روز رستاخيز مجمع پيش روان آن بهشت جائزهء آن است ، و دوزخ انتقام مخالفت آن ، تقوى ساز و برگش باشد و محسنين سواران آن ، با ايمان به اعمال خوب پى برند و با اعمال شايسته و خوب ، فهم رسا و آبادان شود ، و با فهم رسا از مرگ بهراسند و با مرگ دنيا به پايان رسد و با دنيا ( يعنى اعمال صالحه در آن ) از روز رستاخيز توان گذشت و با گذشت از روز قيامت به بهشت نزديك توان شد ، بهشت مايهء افسوس اهل دوزخ است ، و دوزخ پند است براى پرهيزكاران و پرهيزكارى و تقوى بنياد ايمان است .