الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
129
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
گفتم كردار هم از ايمان است ؟ فرمود : ايمان براى او بر جا نشود جز با كردار و كردار هم از ايمان است ( 1 ) 7 - از حماد بن عمرو نصيبى ، گويد : مردى از دانشمند ( ع ) پرسيد ، گفت : أيا عالم به من خبر بده كه كدام كارها نزد خدا بهتر است ؟ فرمود : آنچه كردارى پذيرفته نشود جز با آن ، گفت : آن چيست ؟ فرمود : ايمان به خدا كه بالاترين كارها است در پايهء خود و از همه بهرهورتر و شرافتمندتر است ؟ گفتم : بفرمائيد كه ايمان گفتار است و كردار يا همان گفتار تنها است ؟ فرمود : همهء ايمان كردار است و گفتار هم برخى از آن كردار است ، اين از طرف خدا مقرر است در قرآنش ، آن را بيان كرده بطور واضح و روشن و دليلش ثابت است ، قرآن بدان گواه است و به آن دعوت كند ، گفتم : آن را برايم شرح بده تا بفهمم ، فرمود : ايمان حالاتى است و درجاتى و طبقاتى و منازلى ، يكى از آن در نهايت درستى و ديگرى در نهايت كاستى و سومى در حال رجحان و فزايش ، گفتم : ايمان درست و كاست دارد و بيش و كم مىشود ؟ فرمود : آرى ، گفتم : چگونه ؟ فرمود : به راستى خدا تبارك و تعالى ايمان را بر اعضاء تن آدمىزاده فرض كرده است و بر آن پخش كرده و توزيع نموده هيچ عضوى ندارند جز آنكه بر يك وظيفه ايمانى گماشته شده است جز وظيفهاى كه عضو ديگر دارد . از آن جمله است دلش كه با آن خردمندى كند و بفهمد و بداند و آن فرماندهء تن او است كه هيچ عضوى كارى نكند و نرود و نيايد جز به فرمان او و از آن جمله است دو دستش كه با آنها بكوبد و دو پايش كه با آنها راه برود و فرجش كه با آن عمل جنسى كند و