الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

115

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

( 1 ) مىداند و فرمانده تن او است و هيچ عضوى كارى نكند جز به رأى و فرمان او . از آن جمله دو چشم او است كه با آنها ببيند و دو گوشش كه با آنها بشنود و دو دستش كه با آنها بكوبد و دو پايش كه با آنها راه رود و فرجش كه با آن عمل جنسى كند و زبانش كه با آن سخن گويد و سرش كه رويش در آن است ، در ميان اينها عضوى نيست جز آنكه يك وظيفهء ايمانى دارد جز آنچه عضو ديگرى وظيفه دارد و آن را خدا تبارك اسمه مقرر كرده و قرآنش بدان گويا و گواه است . بر دل فرض شده جز آنچه بر گوش فرض است و بر گوش فرض است جز آنچه بر دو چشم فرض است و بر دو چشم فرض است جز آنچه بر زبان فرض است و بر زبان فرض است جز آنچه بر دو دست فرض است و بر دو دست فرض است جز آنچه بر دو پا فرض است و بر دو پا فرض است جز آنچه بر فرج فرض است و بر فرج فرض است جز آنچه بر روى فرض است . اما آنچه از ايمان كه بر دل فرض است اقرار است و معرفت و عهده دارى و رضا و تسليم به اين كه نيست شايستهء ستايشى جز خدا يگانه است شريك ندارد ، معبود يكتا است همسر و فرزندى نگرفته است و به اين كه محمد بنده و فرستادهء او است و اقرار به هر آنچه از طرف خدا آورده است از پيغمبرى يا كتابى ، اين است آنچه خدا بر دل فرض كرده از اقرار و معرفت و همين كردار وظيفه او است و همين تفسير قول خدا است ( 106 سورهء نحل ) جز كسى كه زورش كنند و دلش وابسته به ايمان است ولى كسى كه دل به كفر دهد ، و فرموده است ( 28 سوره رعد ) : « هلا به ياد خدا دلها آسوده و وابسته