الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

859

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

سيف را در كنارهء درياى عمان و درياى مغرب استعمال مىكنند . « دومة الجندل » را اهل لغت به ضم دال خوانند و محدثين به فتح آن ولى آن غلط است ، ابن دريد گفته است : نام قلعه‌اى است كه 15 منزل از مدينه دور است و 10 منزل از كوفه ( يعنى در شرق مدينه است به سمت كوفه ، اين مسافت از مصر تا 10 منزلى كوفه است از غرب به شرق و از مدينه تا كنار درياى سرخ و گوشه‌اى از مديترانه ) و ظاهر اين است كه امام فرموده : همهء اين مساحت از انفال است و قشون كشى براى تسخير آن نشده است ، نه اينكه معنى لفظ فدك است ، زيرا مشهور اين است كه فدك نام دهى است و خود حديث هم بدان اشاره دارد كه فرمود : اينها است كه قشون كشى بدان نشده ، و هم فرموده : « فدك و ما والاها » يا آنكه فدك مجازاً بر همه اطلاق شده است . از مجلسى ( ره ) - مقصود از قوم ، بيابان گردها هستند ( كه با آنها شرط كرده بود حق غنيمت نداشته باشند ) ولى اگر خواهد به همان سهمى كمتر از غنيمت بران يا برابر آنان مىدهد . از مجلسى ( ره ) - اين حديث دلالت دارد كه مطلق فوائد داخل در حكم آيه است و مشهور ميان اصحاب وجوب خمس است در سود بازرگانى و صنعت و كشت و كار و جز آنها سواى ميراث و هبه و صداق ولى پس از بيرون كردن مخارج سال خود و عيالش . بعضى از متأخرين گفته‌اند : خمس در آمد تجارت و زراعت و كسب در زمان غيبت بالتمام يا خصوص سهم امام ساقط است . و بعضى گفته‌اند همهء خمس درآمد تجارت و زراعت و كسب در زمان غيبت سهم امام است و سهم سادات ندارد ، و اين مسأله در نهايت اشكال است زيرا اباحهء بعضى از ائمه در بعضى ازمنه و براى بعضى مصالح دليل بر سقوط در هر زمانى نمىشود و خصوص با وجود دلالت اخبار بسيارى بر عدم اباحه و ظاهراً مقصود از اخبار ، اباحه براى رفع حرج سه مورد است : 1 - در مورد مناكح - يعنى كنيزانى كه حكومتهاى جائر در جنگ