الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
83
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
نورى براى او عيان شود كه آن را ببيند و ديگرى جز پدر امام آن را نبيند و چون او را بزايد نشسته باشد و برايش گشايشى شود كه چهار زانو بيرون آيد و بچرخد روى زمين تا برابر قبله گردد هر سو كه باشد ، سپس سه بار عطسه كند و با انگشت براى حمد خدا اشارت نمايد ، شاد و ختنه شده به دنيا آيد ، دندانهاى چهارمين او ( كه پهلوى جفت دندانهاى پيشين است ) از بالا و پائين و دندانهاى نيش او و دو دندان دنبال آنها كه ضواحك خوانند ( زيرا هنگام خنده ظاهر شوند ) بر آمده باشد و جلوى او نورى باشد كه چون شمش طلا بدرخشد و تا يك شب و روز از دو دستش سيل طلا روان است ، و انبياء همچنين باشند چون زائيده شوند و همانا اوصياء آويزههاى انبياء باشند . ( 1 ) 6 - جميل بن درّاج از چند تن اصحاب ما روايت كرده است كه آن حضرت فرموده : در بارهء امام سخن نكنيد ، زيرا امام از وقتى در شكم مادر است سخن را مىشنود و چون مادر او را به زمين نهد ، فرشته ميان دو ديدهء او مىنويسد : « و به كمال رسيد كلمهء پروردگارت به راستى و عدالت تبديلكنندهاى براى كلمات او نيست و او است شنوا و دانا » و چون به امر امامت قيام كند براى او در هر شهرى منارهاى افراشته گردد كه به وسيلهء آن ، كردار مردم را بنگرد . ( 2 ) 7 - محمد بن عيسى بن عبيد گفت : من و ابن فضّال نشسته بوديم كه يونس آمد و گفت : من خدمت امام رضا ( ع ) رسيدم و به او گفتم : قربانت ، مردم در بارهء عمود ، سخن بسيار گفتهاند ، گويد : به من فرمود : اى يونس رأى تو در بارهء آن چيست ؟ نظرت اين است كه يك عمود آهنى است كه براى صاحب تو برافرازند ؟ عرض