الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
819
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
من مىگويم : ممكن است از نظر بطن آيه انثى بر خود آن نامردها اطلاق شده باشد ، زيرا طبع مادگى در اكثر آنها سارى بود به ويژه در دومى چنانچه در تفسير آيهء ( 166 سوره نساء ) : « نمىخوانند جز او مگر مادهها را » رسيده است كه هر كه جز على بن ابى طالب ( ع ) خود را امير المؤمنين بخواند و به اين لقب راضى شود ، گرفتار آن درد بد ملعون است ، يا آنكه اطلاق اناث بر آنها از نظر تشبيه بوده كه همه زن صفت بودهاند زيرا در بيشتر نبردها رو بگريز داشتند و از انجام امور خلافت درمانده بودند تا به جايى كه عمر گفت : همهء مردم از عمر فقيهترند تا برسد به دوشيزههاى پشت پرده . و اما ظاهر آيه را گفتهاند در بارهء انكار گفتار مشركين است كه مىگفتند فرشتهها دختران خدايند و اين بُتها محل ماده پريانى است كه دختران خدايند ، يا پيكرهاى براى فرشتههايند - از بيضاوى است . از مجلسى ( ره ) - اقامت سه روز براى اين بوده كه تعجيل او ، جلب نظر مردم نكند و به مقصد او پى نبرند ، و مقصود از شيخ اسود گويا همان فضل بن سوار است و فلان بن فلان فلانى يعنى موسى بن جعفر علوى مثلًا . از مجلسى ( ره ) - تبين في الارض ، يعنى معنى آنها عيان شده است و به مضمون آنها عمل شده ، و شايد در هوا ماندن كنايه باشد از عدم ظهور معنى آنها در زمين و عملى نشدن آنها زيرا راجع به احوال آيندهها هستند كه در آخر الزمانند ، يا مقصود اين است كه از لوح محفوظ به بيت المعمور نازل شدهاند يا به آسمان دنيا يا در برخى صحف ولى هنوز به زمين نرسيدهاند و به امام قائم ( ع ) نازل مىشوند و كلمهء ينزل عليه مؤيد آن است ، و اين نسخ نيست زيرا پيغمبر خبر داده كه در زمان امام قائم امور تازهاى پديد شود به اعتبار تغيير زمان و مقتضيات احوال و احكامى كه برداشته شوند موقت بودهاند و پيغمبر به موقت بودنشان خبر داده است ، يا مضمون آنها