الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
77
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) كه او را حيوان نامند و بر بازوى راست او بنويسد : « تمام شد كلمهء پروردگار تو به راستى و عدالت ، ديگرگونكنندهاى براى كلمات او نيست و او است شنوا و دانا » . و چون از شكم مادر بيفتد با دو دست بر زمين آيد و سَر به آسمان بلند دارد و سرّ اين كه دو دست بر زمين دارد اين است كه هر دانشى را كه خدا از آسمان به زمين نازل كرده قبضه كند و اين كه سَر به آسمان دارد براى اين است كه يك منادى از درون عرش از طرف ربّ العزة و از افق اعلى به نام او و نام پدرش فرياد كند ، گويد : اى فلان پسر فلان ، ثابت باش تا بر جا بمانى ، براى عظمت آفرينشى كه از تو كردم ، تو برگزيدهء خلق منى و راز دار و گنجينهء دانش من هستى ، تو امين بر وحى و خليفهء من هستى در زمين من ، به تو و كسانى كه رشته ولايت تو دارند رحمت خود را بايست كردم و بهشت خود را بخشيدم و همه را در جوار خود پذيرفتم و پس از آن به عزت و جلال خود سوگند كه بر هر كه با تو دشمنى ورزد سختترين عذاب خود را برافروزم و اگر چه در دنيا به او وسعت رزق دهم ، و چون آواز منادى حق به پايان رسد آن امام نوزاد در حالى كه دو دست بر زمين نهاده و سر به آسمان برداشته مىگويد : « خدا خود گواهست كه جز او شايستهء پرستشى نيست و ملائكه و دانشمندان هم گواهند ، بر پا است به داد و عدالت ، نيست شايستهء پرستش جز او كه عزيز و حكيم است » . فرمود : چون چنين گويد : خدا به او علم اول و علم آخر دهد و مستحق آن شود كه روح در شب قدر از او ديدن كند . من گفتم : قربانت ، روح همان جبرئيل نيست ؟ در جواب فرمود : روح از جبرئيل بزرگتر است ، همانا جبرئيل از فرشتهها است