الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
760
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
شديد و كفر ورزيديد ، گويند پروردگارا ميراندى ما را دو بار و زنده كردى دو بار ما به گناه خود اعتراف داريم ، آيا راهى براى بيرون شدن هست ؟ 27 اين براى آن است كه . . . الخ » ظاهر اين است كه نساخ كلمهء ذلكم را ذلك كردند و اين اشاره به عذابى است كه دارند و اهل ولايت ممكن است در تنزيل بوده و ممكن است مقصود تأويل باشد به اين بيان كه شرك ظاهر پرستش بُت معمولى است و شرك باطن به پيروى از خليفهء ناحق زيرا خليفهء ناحق را با خدا شريك كردند و از او فرمان بردند و به همين جهت در بسيارى از اخبار ترك ولايت به شرك تعبير شده است . از بيضاوى - شما در بارهء رسول گفتار مختلف داريد و آن اين است كه يك بار مىگفتند شاعر است و يك بار مىگفتند جادوگر است و يك بار مىگفتند ديوانه است يا اختلاف داشتند در بارهء قرآن يا در قيامت يا در ديانت و نكته اينكه در اينجا سوگند به راههاى مختلف آسمان خورده است اين است كه اختلاف آنها را در دورى از هم به اختلاف راههاى آسمانى تشبيه كند ، « يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِكَ » يعنى منصرف شود از رسول يا قرآن يا ايمان هر كه منصرف باشد ، و از طبرسى ( ره ) هم مجلسى ( ره ) قريب به همين مضمون را در تفسير آيه نقل كرده و سپس گفته است آنچه امام در تفسير آيه در اينجا بيان كرده به مضمون اين تفسيرها نزديك است زيرا اقوال مختلف آنها در بارهء پيغمبر ( ص ) سبب شد كه ولايت را نپذيرفتند با اينكه در باب ولايت هم چيزهاى مختلف گفتند و هر كه از قول رسول و از ولايت رو گرداند از همهء خيرات معنويه كه يكى از آنها بهشت است برگرديد و نوميد شد . از مجلسى ( ره ) - عقبه ، راه در كوه است و آن را استعماره آورده از آزاد كردن بنده و اطعام مردم كه جهاد با نفس است و سخت است . و بنا بر تأويل امام ( ع ) عقبه استعاره است براى پذيرفتن ولايت چون سختى دارد و آن را آزاد كردن بنده دانسته زيرا ولايت سبب آزاد شدن از