الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
746
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
نكرده ، و اگر وجود داشته باشد خود تفسير ديگرى است . ولى ممكن است گفته شود مقصود از امانت در اينجا همان روح انسانى است زيرا چيزى كه به طور مطلق شايسته است امانت خدا باشد روح بشريت است زيرا : الف - امانت معمولًا در چيز مورد اهتمام به كار مىرود و چيزى كه از نظر مقام الهى در موجودات امكانيه بسيار اهميت دارد همان روح بشريت است . ب - امانت سپردهء عزيزى است كه اختصاص به امانت سپار دارد ، و اين روح بشرى است كه خدا از آنِ خود دانسته و فرموده : « وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي » از روح خودم در آدم دميدم . ج - امانت گذار معمولًا براى خاطر جمعى امانت را به دست خود در مورد مطمئنى مىسپارد و اين تعبير خاص در بارهء آدم است كه مىفرمايد : « او را به دست خود آفريدم و خود در او روح دميدم » . د - ظاهر امانت اين است كه به صاحبش برگردد و روح بشرى است كه در سير خود بايد به مقام الهى صعود كند و به حضرت ربوبى برگردد : « إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » . و در صورتى كه مقصود از اين امانت روح بشريت باشد بيان آيه كاملًا رسا و مفهوم است و مقصود اين است كه روح عاليه بشريت به آسمانها و زمين و كوه با آن پيكرهء بزرگ عرضه شده ، يعنى افاضهء اين مقام عالى هستى از مقام فعليتِ مطلقه به همهء موجودات يك نسبت دارد ولى هيچ پيكرهء مادى نتوانسته اين روح بزرگ انسانى را در خود بگنجاند ، عرضه از نظر عموميت افاضه است و اباء از نظر فقدان صلاحيت پذيرش و اين نشانهء قصور ذاتى اين موجودات است از قبول نيروى سير كمالى كه خاصهء نوع انسانى است و اين روح بشريت است كه در مرتبهء كمال خود به مقام ولايت مىرسد و در حقيقت