الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

744

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

گفته : امانت بر آسمان و زمين‌ها عرضه شد و از آن امتناع كردند ، همين معنى را دارد . 4 - مقصود از عرض و اباء معنى لغوى آنها نيست بلكه كنايه از تعظيم شأن امانت است نه مقصود حكايت از گفتگوى با جماد ، عرب هم مىگويد : من با منزل و خانه سخن گفتم و جواب ندادند ، و مقصود زبان حال است چنانچه گويند فلانى دروغى گويد كه كوه نپذيرد . و خدا هم فرموده است ( 11 سوره سجده ) : « به آسمان و زمين گفت خواه يا ناخواه بيائيد ، گفتند به دلخواه آمديم » خطاب نافهم روا نيست و مقصود از امانت بنا بر اين دلائل خداشناسى است كه در آفرينش آنها سپرده شده و آنها اظهار كردند و انسانِ كافر آنها را كتمان كرد براى آنكه ستم ورزيد . 5 - برخى گفته‌اند خدا شعور به اين اجسام داد و به آنها فرمود : من فريضه‌اى دارم و بهشت را براى فرمان بران و دوزخ را براى خلاف‌كاران آفريدم . گفتند ما مسخريم براى همان كه ما را آفريدند ، تحمل فريضه نكنيم و ثواب و عقابى نجوئيم ، و چون خدا آدم ( ع ) را آفريد اين موضوع را به دو عرضه كرد و او پذيرفت و به خود ستم كرد كه تحمل مشقت نمود و نادانى كرد نسبت به سرانجام خود . 6 - گفته‌اند مقصود از امانت عقل و تكليف است و مقصود از عرض آن بر آسمان و زمين و كوه سنجش استعداد آنها است و منظور از اباء آنها طبع عدم لياقت و آمادگى آنها است و حمل انسان لياقت و استعداد او است و مقصود از ظلومى و جهولى انسان قوهء غضب و شهوت او است و در اين صورت حمل بر او درست است زيرا فائدهء عقل تسلط بر اين دو قوه است و حفظ آنها از تعدى و تجاوز از حد ، و مقصود اصلى تكليف تعديل و شكستن شور آنها است .