الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

740

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

بيشترى نظيرى مىآوريم ، فرض كن گلدانى بوتهء گلى دارد و عنكبوتى بر آن بوتهء گل تارى تنيده است گلدان مالك گل و بوتهء عنكبوت است و گل مالك عنكبوت است و عنكبوت هم مالك تار ، اگر قيموميت خدا به گلدان تنظير شود و مالكيت امام به گل و مالكيت معمولى به مالكيت عنكبوت براى تار نمونه‌اى از وضع اين مالكيتها كه روى هم استوارند به دست مىآيد . اكنون اين بحث به ميان مىآيد كه پيمبر يا مثلًا امام از نظر مالكيت و يا ازدواج و يا اختيارات حقوقى نسبت به املاك و افراد چه موقعيتى دارد مثلًا مىتواند مال ديگرى را بىاجازهء او بفروشد يا زنى را بىاجازهء او به شوهر بدهد يا نه ؟ در اينجا بايد گفت چون حقوقى كه اساس زندگى اجتماعى افراد است بر پايهء تشريع و اعتبارات مقررى استوار است اين گونه حقوق و اعتبارات خاصه ، حقوقى و ولايتى براى امام و پيغمبر جعل نشده است و از اين نظر كاملًا وضع او عادى و با سائرين برابر است و به همين مناسبت از نظر حقوقى با سائر مردم يكسان زندگى مىكند و فرقى ندارد مگر از آن جهت كه مقام رياست او حكم مىكند مانند ولايت بر صغار و مجانين و آنها كه از اداى حقوق لازمه امتناع مىكنند و يا در اجراى امور اجتماعى كه مسئول و ذى حق خاصى ندارد و به عهدهء پيشوا و زمام دار است . از مجلسى ( ره ) - الّا سياسة الليل ، يعنى پاسبانى مردم در شب و بىخوابى و نگهبانى آنها ، و گفته‌اند مقصود رياضت كشيدن براى تدبير امور مردم و تنظيم معاش و معاد آنها است به علاوه از عبادت بدنيه براى خدا . در نهايه گفته سياست قيام براى اصلاح چيزى است و سياحت نهار رياضت روزه است براى دعوت و جهاد و كوشش در حوائج مؤمنان براى رضاى خدا ، و بعضى گفته‌اند مقصود روزه است . مقصود از ظلام در اينجا گويا همان ظلم است ، در قاموس گفته است