الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

731

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

بحران‌هاى لرزاننده كشانده است با اينكه دامنهء مسئوليت آنها داراى اين رقم درشت و تعهد وام هر بدهكارى كه ندارد بدهد ، يا فرض كن هر بدهكارى كه بميرد و نداشته باشد وام خود را بدهد نيست ، آيا اين تعهد و انجام آن هم جزء معجزات و امور فوق الطبيعهء پيغمبر و امام است يا اينكه اجراى نظام حقيقى مسلمانى طبق مقررات قرآن به طبع خود اجتماعى بار مىآورد كه به پيشوا امكان مىدهد چنين مسئوليتى را در عهده شناسد و اجراء كند . نظام حقيقى قرآن در يك محيط بشرى اجراء نشده و حكومت پيغمبر اسلام هم كه دورهء بسيار كوتاهى در محيط بسيار كوچكى به كار افتاده درست براى ما روشن نيست كه چگونه اجراء مىشده و آيا اين نتيجه را به مردم نشان داده است يا نه ؟ و اگر كلمهء « ضياع » كه بعد از كلمهء دين واقع شده است چنانچه ظاهر استعمالات آن است به معنى زمين مزروعى باشد و بدين قرينه مال به معنى منقول تفسير شود ممكن است از اين تعبير استفاده كرد كه زمين در تصرف حكومت اسلامى است و سهمى از درآمد آن بودجهء اين تعهدات عمومى به حساب آمده است ، خصوص اگر گفته شود مطلق ديون ميت در عهدهء پيشوا است و از اموال او كه به ورثه تعلق مىگيرد استيفاء نمىشود چنانچه از ظاهر اين عبارت استفاده مىشود مگر آنكه گفته شود اين تقابل به اعتبار وضع شخص واحد نيست بلكه تقسيم اشخاص است . به اين معنى كه هر كس بدون مال و با بدهكارى بميرد بدهكارى او به عهدهء پيغمبر است ، و هر كس تركهء مالى به جا گذارد و بدهكارى ندارد مالش از آنِ وارث است ، ولى كسى كه بميرد و هم دين دارد و هم مال تكليف ديگرى دارد كه از آيهء ارث استفاده مىشود و آن اين است كه دين او از مال ادا مىشود و باقى آن را ورثه مىبرد . 3 - مقصد بيان تسلط پيغمبر باشد از نظر حق حكومت و پيشوائى