الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
724
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
نعمت بخشيده است از پيغمبران و صدّيقان و شهداء و نيكان و چه خوب رفيقانى هستند آنان . در نهايه گويد : در دعا آمده است كه : « ألحقني بالرّفيق الأعلى » مقصود از رفيق جمع پيمبرانند كه ساكن اعلى علّيين باشند . از مجلسى ( ره ) - قسمت بالسويّه اين است كه به شريف و وضيع از غنيمت و از بيت المال برابر بدهد به شمارهء هر سرى و روش پيغمبر ( ص ) همين بود و خلفاء جور پس از آن حضرت براى به دست آوردن دل سران و اشراف ، آن را تغيير دادند و آنها را طرفدارِ خود ساختند و مردم گرد آنها فراهم شدند و دست از رهبر و پيشواى خود برداشتند . و چون امير المؤمنين ( ع ) والى بر مردم شد روش رسول خدا را زنده كرد و آن را به كار بست و بيشتر مردم ( يعنى كارگزاران عرب ) از آن هراس كردند زيرا با شيوهء بيهودهء ديگران دمساز شده بودند و روش رسول خدا ( ص ) را فراموش كرده بودند و طلحه و زبير و همقطارانشان به على ( ع ) شوريدند و آن حضرت عذر خواست كه شرافت به ديندارى و پرهيزكارى است كه مايهء برترى در دنيا نيستند مزد شايان آنها در ديگر سرا است ، مردم در دنيا همه نيازمندىهاى برابر دارند و هزينهء برابر خواهند و پيغمبر در غنائم حنين و هوازن بطور استثنائى به برخى سرانِ با نفوذِ عرب بهرهء بيشترى داد و براى مصلحت وقت و خصوصيتِ مورد ، و بوسيلهء آن دلِ منافقان را به اسلام گرم كرد و از انصار كه شريك غنيمت بودند جلب رضايت و موافقت نمود با اينكه ممكن است اين زيادى از بهرهء خود آن حضرت و از سهم خمس آل محمد داده شده باشد . عدالت در رعيّت حكم به حق در ميان مردم است و ترك طرفدارى نسبت به هر كس باشد و انتقام براى مظلوم و ستمديده از ظالمِ ستمكار و اجراء حدود و مجازات بر خلافكاران بدون مسامحه و چشم پوشى ، و چون اين دو اصل يعنى تقسيم و توزيع برابر و دادگسترى ميان مردم باشد ، امام باك ندارد از