الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

719

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

است كه بتواند مسائلى را كه مورد نياز و درخور فهم عمومى است درك كند و بوسيلهء آن ، مردم را با هم مربوط سازد و پيوست دهد . از مجلسى ( ره ) - « ما في قلب سلمان » يعنى از مراتب معرفت خدا و معرفت پيغمبر ( ص ) و ائمه ( ع ) و جز آن از آنچه در سابق گفتيم ، اگر سلمان چيزى از آن را به أبى ذر مىگفت نمىفهميد و حمل بر دروغ و ارتداد مىكرد ، يا مقصود علوم و اعمال غريبه‌اى است كه اگر اظهار مىكرد آن را حمل بر سحر مىنمود و سلمان را مىكشت يا آن را فاش مىكرد و وسيلهء قتل سلمان مىشد . و كشى به اسناد خود از جابر از امام باقر روايت كرده است كه : أبو ذر به سلمان وارد شد و او مشغول پخت ديگ غذا بود ، در اين ميان كه با هم حديث مىكردند ، ديگ كپ شد روى زمين و از آب و دانش چيزى نريخت ، أبو ذر بسيار تعجب كرد و سلمان آن را گرفت و روى اجاق نهاد و بار ديگر هم اين موضوع تكرار شد ، أبو ذر هراسان از نزد سلمان بيرون شد ، دم در با أمير المؤمنين ( ع ) برخورد و انديشناك بود ، و چون چشم أمير المؤمنين ( ع ) به او افتاد ، فرمود : اى أبو ذر چرا از نزد سلمان بيرون شدى و چرا هراسناكى ؟ عرض كرد : يا أمير المؤمنين ! من ديدم سلمان چنين و چنان كرد و از آن در تعجب شدم . امير المؤمنين ( ع ) فرمود : اى أبا ذر ! اگر سلمان آنچه داند به تو باز گويد ، خواهى گفت : خدا كشندهء سلمان را رحمت كند ، سلمان باب خدا است در زمين ، هر كه او را بشناسد مؤمن است و منكر او كافر است ، سلمان از ما خاندان است . و خود سلمان در خطبه‌اى گفته است : به من علمِ بسيارى داده‌اند و اگر هر چه مىدانم بگويم ، طائفه‌اى گويند ديوانه است و طائفهء ديگر گويند : بار خدايا قاتل سلمان را بيامرز . من گويم : از اينجا ظاهر شد كه مقصود همان است كه اول گفتيم و بعضى گفته‌اند : اين براى آن است كه علم نهان دسترس دونان نيست ،