الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
672
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
ولى اين آثار ظاهرى اسلام است و نتائج دنيوى سازمان اسلام كه بر همان پيكره و دور نماى او بار مىشود . اين استفادهها معنيش اين است كه همه زير سايهء اسلام زندگى مىكنند همه درون ساختمان اسلام از دست برد و يورش راه زنان و از سرما و گرماى كشنده آسودهاند . ولى اينها ربطى به نتائج و ثمرات معنويه و اخلاقيه و نور ايمانى كه روحيهء خوش سرانجام فرد را بنياد مىكند ندارد ، اين جامعهء پر آوازه و خوش ظاهر براى دنيا و زندگى دنيا سودمند است و از نظر مرگ و پس از آن كه هر فردى بايد به روحيهء ايمان متكى باشد و از آن بهرهمند گردد اگر در زير سرپرستى امام بر حق نباشد و او را نشناسد وضع او از نظر روحيه بدين سه وجه است : 1 - كفر - يعنى اگر با امام بر حق ستيزه كرده و مخالفت ورزيده و يا از امام و پيشواى جائر طرفدارى كرده است و از روى دل به حكم او گردن نهاده كافر ميرد . 2 - نفاق - اگر طرفدارى از حكومت جور نكرده و اظهار مخالفت با امام بر حق هم ننموده ولى بر اثر مسامحه و اهمال دنبال حق نرفته و در مقام جهاد و مبارزه با باطل بر نيامده و امروز و فردا كرده و به حساب اينكه ببينيم چه مىشود گذرانيده ، اين روحيهء نفاق آميزى دارد و منافق مرده است ، البته نفاق درجاتى دارد كه شايد بعضى از درجات آن مشمول رحمت حق شود چنانچه خدا مىفرمايد ( 24 سوره احزاب ) : « تا خدا مخلصان را به اخلاص خود پاداش دهد و منافقان را عذاب كند يا از آنها توبه پذير گردد به درستى كه خدا پر آمرزنده و مهربان است . » 3 - ضلالت و گمراهى - اين درجه خفيفتر است نسبت به جاهل قاصر و يا مستضعف است كه وسيلهء امامشناسى براى او فراهم نبوده و دستش بدامن امام بر حق نرسيده و شخص گمراه هم از نظر اين كه براى