الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
670
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
1 - قصور از معرفت امام براى آنكه وجوب امامشناسى به او ابلاغ نشده و يا امام به او معرفى نشده باشد مانند كسى كه بعد از فوت امام سابق و قبل از اعلام امام بعد مرده باشد . 2 - اهمال و تقصير در تحصيل معرفت امام . 3 - عدم رجوع به امام از نظر مسامحه در انجام امور دينى . 4 - عدم رجوع به امام بر حق از نظر خصومت و عناد يا براى طرفدارى از امام جائر . و نمىتوان همهء اين اقسام را محكوم به كفر و هلاكت دانست چنانچه كسانى كه در زمان جاهليت مردهاند نمىتوان همه را مستحق عذاب و محروم از نجات دانست . زيرا در مورد عدم حجت نسبت به افراد از نظر اعمال و نيات و طرز رفتار و متوجه بودن و نبودن و جستجو كردن و نكردن حالات و احكام مختلفى است ، اين است كه در اين اخبار مردن با عدم معرفت امام در حكم مردن دورهء جاهليت شمرده شده و مردن دوران جاهليت نسبت به افراد يك حكم نداشته . از مجلسى ( ره ) - جاهليت جهلاء - جوهرى گفته است اينكه گويند اين در جاهليت جهلاء بوده ، كلمهء جهلاء تأكيد جاهليت است كه از آن باز گرفته شده براى تأكيدش چنانچه گويند : وقد واقد يعنى فروزش فروزان ، يا وهج واهج به همين معنى ، يا ليلة ليلاء شب بسيار شب ، يا يوم ايوم ، انتهى . مقصود سائل در اينجا اين است كه تعبير از مردن كسى كه خود را در زير تربيت امام ننهاده و بىامام بسر برده به مردن جاهليت بر وجه حقيقت است ، و در اين زمانى كه نظام ظاهر اسلام زير سرپرستى يك حاكم جور و يك سازمان دينى پر آوازهء دوران عباسى از آنور جبل الطارق تا اواسط