الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
663
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
وجود امام بر حقى تهى نيست كه واجب الاطاعه است و به همهء امور دين دانا است خواه به عنوان پيغمبر باشد يا وصى از دوران آدم تا انقراض عالم و رفع تكليف ، « في انفسها » يعنى ستم و بدى آنها به ديگرى نرسد و ظالم بر خود باشند ، يا مقصود اين است كه ستم آنها به امام سرايت نكند و به انكار حق او نكشد يا به وسيلهء انكار شرعى كه پيغمبر آورده ستم به پيغمبر ( ص ) نشود بلكه ستم بر خود باشد يا بر يك ديگر و بسا كه حمل شده بر عدم اصرار بر كبيره يا بر اينكه توفيق توبه يابد . . . ، پايان نقل از مجلسى ( ره ) . اين دو روايت بلكه همهء روايات اين باب از نظر توجه به امور اجتماعى و سنجش آنها با وظيفهء فردى از نظر انجام وظيفه و مخالفت از مهمات اخبار مذهباند و از آنها مطالب بسيار قابل توجه و بيداركنندهاى استفاده مىشود : 1 - رسيدن به سعادت مادى و معنوى در جامعه بشرى به نيروى فرد امكان پذير نيست بلكه وابسته به تعاون و همكارى عمومى است و اين تعاون و همكارى بر پايهء نظم و جريان قوانين و دستورات اجتماعى عادلانه و درست ميسر است و نظم و جريان درست قانون وابسته به يك نيروى فرماندهى عادلانه و اخلاص در فرمان برى صادقانه است ، نيروى فرماندهى عادلانه همان معنى امامت و پيشوائى است كه از نظر اسلامى تفسير شده است به : رياست عامه در امور دين و دنيا : اسلام و مسلمانى عبارت از اظهار التزام به دو اصل توحيد و رسالت است و اين التزام به منزلهء شناسنامه و تعهد تابعيت به شمار مىرود و وحدت ملى اسلام و تشكيل اجتماعى مسلمين بر پايهء آن پديدار مىگردد و دنبال آن فروع هشتگانهء معروف از نماز و روزه و حج و جهاد و زكات و خمس و امر به معروف و نهى از منكر به حساب وفادارى بر اين تعهد و تابعيت اسلامى وظيفهء مسلمانى است ، از اين التزام و اين اعمال يك نظم اجتماعى مقرر مىشود كه از آن به مسلمانى تعبير شده و به عنوان اسلام در قرآن مجيد معرفى شده :