الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

654

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

زندگى انسانى و مردانه‌اى وارد مىكند ، و انسان وقتى جوهر خود را از دست مىدهد و پاك باخته مىشود كه در زندگى ايده و آرمان و آرزومندى ندارد و نوميدى و تيرگى نهاد بر او چيره شده و دل و درون او را به كلى تهى كرده و به قول آن شاعر كدوى بىبار شده - سرى كه عشق ندارد كدوى بىبار است . بهترين پرورش نوع بشر اين است كه بر اساس ايده و آرزومندى باشد و اميد به آينده را در نهاد او هر چه بيشتر تقويت كند و مشتعل سازد ، قرآن مجيد در روش پرورش خود ، اين پايهء اساسى را تشريع و تبليغ كرد و سراسر قرآن مجيد از بشارت و مژده و تلقين اميد و ايجاد هدف و آرزوى بلند در نهاد بشر مملو است و روش ائمه معصومين ادامهء همين شيوهء درست قرآن مجيد بوده كه در اين خبر بدان اشاره شده است و مىفرمايد : از آغاز نهضت اسلام شيعه با آرزوهاى بلند انسانى پرورش يافته . مردمى كه دنبال دنيا و لذتهاى موهوم آن مىروند و به جاه و مقام و تاج و تخت و منصب و پول و ملك و . و . . . سر خوشند درونى تهى از ايده و آرزومندىهاى عالى و بشرى دارند ، اينها غرائزى پست و تاريك حيوانى است كه بر آنها چيره شده و آنها را از راه بشريت منحرف كرده است روحيهء تيره و زبون آنها در رتبهء موشان و مورچگان و سگان تنزل كرده است ، آنان پلنگ نهاد و گرگ منش و موش طبع و مورچه صفت شده‌اند ، همين خصال بر خليفه‌هاى پست بنى عباس و طرف داران آنها غلبه كرده بود . آنها آرزوى بلند و ايدهء بشر پرور انسانى نداشتند و جز انجام ضرورات زندگى حيوانى چيزى نمىفهميدند ، اينها يك موجودات زودگذر و دم بادى بودند كه زندگى آماده و حاضرى به آنها داده شده بود ، و در عين حالى كه يقطين يكى از پيروان بنى عباس به اين نقد زود گذر و فانى اظهار