الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

651

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

نكنيد و بگوئيد صدق اللَّه زيرا خبر از كتاب محو و اثبات بوده و مشروط به شرطى بوده كه نظر بدان خدا راست گفته و هر كه هم از طرف خدا خبر داده راست گفته گر چه به واسطهء عدم تحقق شرطش واقع نشده و دو اجر برند ، يكى براى ايمان به راست بودن آن و يكى براى ثبات در ايمان بعد از ظهور خلاف . . . پايان نقل از مجلسى ( ره ) . ولى آنچه به نظر مىرسد اين است كه منظور حديث نفى تعيين وقت است به طور مطلق و مؤكد و به آيه استشهاد مىكند بر همين نفى تعيين وقت ، و مقصود اين است كه تعيين وقت مايهء فساد و تباهى است چنانچه تعيين وقت در ميعاد موسى سبب گوساله‌پرستى قوم او شد . و دنبالهء حديث راجع به وظيفهء شيعه در مورد اخبار مختلفه است ، و منظور اين است كه اگر حديث ما طبق حديثى باشد كه پيشتر از ما شنيديد آن را تصديق كنيد ، و اگر حديثى از ما شنيديد مخالف حديثى كه پيش از آن بوده باز هم تصديق كنيد و ترديد به خود راه ندهيد زيرا حديث دوم بيان ناسخ است يا تقييد و تخصيص است يا يكى از آنها براى تقيه است ، دليل : 1 - اينكه اگر مقصود مطابقت حديث با واقع و مخالفت آن با واقع بود بايد گفته شود « فجاء ما حدثناكم به و جاء خلاف ما حدثناكم به » و كلمهء على لازم نبود بلكه منافى مقصود بود و ذكر كلمهء على در اينجا دليل مىشود كه فاعل جاء به خود حديث بر مىگردد و ما بعد على حديث ديگرى است كه اين دو گاهى با هم موافقند و گاهى مخالف و اين تطبيق بر اختلاف حديثين حمل مىشود نه بر ظهور خلاف حديث واحد . 2 - اگر مقصود عذر از خلف وقتى است كه تعيين شده جداً با صدر حديث كه به طور مطلق و مؤكد وقت‌گذارى را تكذيب مىكند مخالف مىشود و در حقيقت تصديق وقت‌گذاران مىشود و بيان عذر تخلف وقت آنان . 3 - آنكه سابقاً گفتيم بداء بر اين موارد تطبيق نمىشود و نمىتوان