الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

567

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

( 1 ) رسانم و عمرش به سر آيد جز آنكه براى او وصيى مقرر ساخته‌ام ، به راستى ، من تو را بر پيغمبران ، برترى دادم و وصى تو را بر همهء اوصياء برترى نهادم و تو را به دو شير - بچه‌ات - ارجمند ساختم و به دو دخترزاده‌ات حسن و حسين ، حسن را پس از پدرش كان دانش نمودم و حسين را گنجبان وحى خويش ، او را به شهادت گرامى داشتم و به سرانجام سعادتش واداشتم ، پس او بهتر شهيد است و از همهء شهيدان بلندپايه‌تر ، من كلمهء تامهء خود را همراه او كردم و حجت رساى خويش را نزد او نهادم به وسيلهء خاندان او پاداش دهم و كيفر نهم . اول آنان : على سيد عابدان و زيور دوستان گذشتهء اين سامان . دوم : پسرش همانند جدّ ستوده‌اش محمد ، شكافندهء دانشم و معدن حكمتم ، محققاً هلاك شوند آنان كه شك كنند در بارهء : سوم آنها جعفر : آنكه او را نپذيرد ، مرا نپذيرفته ، گفتار بر جاى من است كه : هر آينه گرامى دارم ايستگاه جعفر را و او را در بارهء پيروان و ياران ، و دوستانش شاد سازم ، پس از وى . چهارمشان : موسى است كه اندر آشوبى دچار است ( كه بر او روا شود آشوبى خ ل كه در گيرد و برگزيدنش براى خود آشوبى خ ل ) سخت و نابينا و تار ، زيرا رشتهء قرار داد من نبرد و حجت من نهان نماند و به راستى دوستانم از جام سرشار بنوشند ، هر كه يكى از آنها را منكر باشد ، محققاً منكر نعمت من است و هر كه يك آيه از كتاب مرا بر گرداند بر من افتراء بسته ، واى بر افتراء بندهاى منكر ، در هنگام سر آمدن مدت موسى ( ع ) بنده و دوستم . واى بر كسانى كه افتراء بستند و منكر شدند . پس از در گذشت موسى ( ع ) ، دوست من و برگزيدهء من ، حجت : پنجم : على ( ع ) را كه ولى و ناصر من است و آن كس است