الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

559

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

باب آنچه در بارهء دوازده امام رسيده و نصّ بر آنها ( ع ) ( 1 ) 1 - از أبى هاشم داود بن قاسم جعفرى از ابى جعفر دوم ( امام جواد " ع " ) فرمود : امير المؤمنين ( ع ) آمد و حسن بن على همراهش بود و به دست سليمان تكيه داده بود و به مسجد الحرام در آمد و بر نشست ، به ناگاه مردى خوش قواره و خوش لباس آمد و بر امير المؤمنين ( ع ) سلام داد و آن حضرت جواب سلام او را داد و خدمت حضرت نشست ، سپس گفت : اى امير المؤمنين ، من از تو سه مسأله مىپرسم ، اگر پاسخ آنها را به من دادى مىدانم كه اين مردم در كار تو مرتكب خلافى شدند ، كه مسئول آنند ، در دنيا و آخرت خود آسوده نيستند و اگر نه مىدانم كه تو با آنها برابرى و امتياز ندارى . على ( ع ) : هر چه مىخواهى از من بپرس . آن مرد عرض كرد : به من بگو : 1 - مردى كه ميخوابد ، روحش به كجا مىرود ؟ 2 - ياد آورى و فراموشى چگونه به مرد رخ مىدهند ؟ 3 - چگونه فرزند به عموها و يا دائىهاى خود ، مانند مىشود ؟ امير المؤمنين ( ع ) رو به حسن كرد و فرمود : اى ابا محمد ، پاسخ او را بده ، امام حسن ( ع ) پاسخش را داد ، آن مرد گفت : من گواهم كه نيست شايستهء پرستشى جز خدا و هميشه به آن گواهى مىدادم . و گواهم كه محمد رسول خدا ( ص ) و هميشه بدان گواه بوده‌ام .