الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

553

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

پانصد درهم بيست كم جمع شد ، و ناگوارم بود از پانصد كمتر بفرستم ، از خودم بيست درهم بر آن افزودم و فرستادم نزد اسدى ، و از مال خود نامى نبردم ، و در پاسخ من رسيد : پانصد درهمى كه بيست درهم آن از تو بود رسيد . ( 1 ) 24 - حسين بن محمد اشعرى گويد : نامه‌هاى امام عسكرى ( ع ) در اجراء امور به جُنيد مىرسيد كه فارس را كشته بود ( فارس پسر حاتم بن ماهويه قزوينى است ، كشى گويد : نصر بن صباح در بارهء او گفته كه : متهم و غالى مذهب بوده است ، و فضل بن شاذان در برخى كتب خود گفته : فارس بن حاتم از دروغگويان معروف و هرزه بود و امام عسكرى دستور قتل او را صادر كرد و جُنيد او را كشت - از مجلسى ره ) و هم به ابى الحسن و ديگرى ، چون امام عسكرى ( ع ) در گذشت ، دستور اجراء از طرف صاحب الأمر ( ع ) براى ابى الحسن و آن رفيق ديگرش تجديد شد و در بارهء جُنيد خبرى نرسيد ، من از اين غمگين شدم ( كه مبادا منحرف شده باشد ) و پس از آن خبر مُردن جنيد رسيد . ( 2 ) 25 - از محمد بن صالح گويد : من كنيزكى داشتم كه با آن خوش داشتم و نوشتم و اجازهء همبسترى و استيلاد از او را خواستم . پاسخ رسيد كه : از او فرزند بخواه و خدا هر چه خواهد كند ، من با او همبستر شدم و آبستن شد و سپس بچه بارش رفت و خودش هم مُرد . ( 3 ) 26 - على بن محمد گفت : ابن العجمى ثلث خود را براى ناحيهء مقدسه مقرر كرد و سند آن را نوشت ( و آن را به ناحيه نگاشت - از مجلسى ره ) و پيش از به در كردن ثلث ، مالى به پسرش ابى المقدام داده بود و كسى از آن خبرى نداشت ، به او نوشته شد