الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
501
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
و علم نَسَبها و مرگها و حوادث آينده را مىدهد و اگر چنين نباشد ، ميان حجت و امام با رعيت و مأموم فرقى نيست . ( 1 ) 12 - از اقرع ، گويد : نوشتم به ابى محمد ( امام عسكرى ع ) و از او پرسيدم امام ( ع ) محتلم مىشود ؟ و چون نامه تمام شد با خود گفتم : احتلام يك كار شيطانى است و محققاً خدا دوستان خود را از آن در پناه گرفته ، در پاسخ به من رسيد كه : حال امامان در خواب چون حال آنها است در بيدارى ، خواب چيزى از وضع آنها را ديگر گون نكند و محققاً خدا دوستان خود را از دستبُرد شيطان پناه داده چنانچه با خود گفتى . ( 2 ) 13 - حسن بن ظريف گويد : در سينهء من خطور كرد كه دو مسأله را بنويسم به امام ابى محمد ( ع ) و از او بپرسم ، و نوشتم و از آن حضرت پرسيدم كه : چون امام قائم ظهور كند به چه حكم مىكند و مجلس قضاوتش در ميان مردم كجا است ، و مىخواستم از آن حضرت بپرسم در بارهء داروئى براى تب نوبه 2 روز نه يك روز ، و از پرسش راجع به تب غفلت كردم . در پاسخ نامه رسيد كه چون امام قائم قيام كند ميان مردم به علم خود قضاوت كند مانند قضاوت داود ( ع ) و گواه نطلبد و تو مى خواستى از علاج تب ربع بپرسى و فراموش كردى ، در يك ورقهاى بنويس و به تبدار بياويز كه به اذن خدا بهبودى يابد ان شاء الله « يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ » ، پس آنچه را ابو محمد گفته بود به تبدار آويختم و خوب شد . ( 3 ) 14 - از اسماعيل بن محمد . . . گفت : نشستم سر راه ابى محمد