الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
499
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
خدا مىفرمايد ( 15 سوره توبه ) : « و نگرفتند در برابر خدا و نه رسولش و نه مؤمنان پشتيبانى » و در دل خود گفتم : ولى در نامه نوشته بودم كه مقصود از مؤمنين در اينجا كيانند ؟ جواب برگشت كه : مقصود از وليجه : كسى است كه او را در برابر امام بر حق علم مىكنند و پيشوا مىسازند و با خود گفتى كه مؤمنين كدامند در اينجا ؟ مؤمنين همان امامان بر حق هستند كه از طرف خدا به مردم سند امان مىدهند و خدا امان آنها را امضاء مىكند . ( 1 ) 10 - از ابو هاشم جعفرى گويد : به ابى محمد ( ع ) شكايت كردم از تنگى زندان و فشار كند و زنجير ، به من پاسخ نوشت كه : تو امروز نماز ظهرت را در منزلت مىخوانى ، و هنگام ظهر مرا در آوردند و نماز را در منزل خود خواندم چنانچه امام ( ع ) فرمود ، من در تنگى معيشت بودم و مىخواستم در نامهء خود چند اشرفى از آن حضرت بخواهم شرمم آمد ولى چون به منزلم رسيدم صد اشرفى براى من فرستاد و نوشت : چون نيازى دارى شرم مدار و ملاحظه مكن و آن را بخواه كه دل خواه خود را بينى ان شاء الله . ( 2 ) 11 - از ابو حمزه نصير خادم گفت : بارها شنيدم كه ابى محمد امام عسكرى ( ع ) با غلامان خود به زبان آنها سخن مىگفت ، با تركها تركى و با روميها رومى و با صقلبيها به زبان آنها ، من تعجب كردم و گفتم : امام در مدينه متولد شده و تا پس از فوت ابو الحسن ( امام نقى ع ) به كسى عيان نشده و أحدى او را نديده و چگونه همهء زبانها را مىداند ؟ من با خود چنين مىگفتم ، آن حضرت به من رو كرد و فرمود : خدا تبارك و تعالى حجت خود را از همهء خلق ديگرش از هر جهت ممتاز مىكند و به او علم هر زبانى